یاد یاران

شهید حاج علی احمدی

 ۱۳ اسفند سالروز شهادت فرمانده دلیر گردان بهداری لشکر ۲۵ کربلا شهید حاج علی احمدی

در حین عملیات بدر با او آشنا شدم

بسیار با وقار بود . وقتی برای سخنرانی در جمع رزمندگان آمد ناخودآگاه بسویش جذب شدم .

همیشه دلم می خواست به مناجات او گوش کنم به همین خاطر شیفت شب اورژانس را در شط علی انتخاب می کردم. و از دریچه اتاق او صدای ناله های شبانه اش را گوش می دادم که در سجده هایش فرازهایی از دعای کمیل را زمزمه می کرد.

هیچوقت از خودش چیزی نگفت بلکه همیشه میگفت از بسیجی ها خجالت می کشم . کمتر او را در عقبه گردان می دیدیم همیشه در خط بود .

وقتی هواپیماهای عراقی بمب های خوشه ایی خود را رها کردند او در حال بازدید از اطراف اورژانس بود. رضا حدادی فریاد کشید بدو بیا حاج علی ترکش خورده . دویدم وقتی رسیدم پزشکان آخرین تلاش خود را می کردند و دیگر ...

خون های صورتش را پاک کردم و دکمه های لباسش را بستم چشمهایش را هم همینطور بعد لباسش را مرتب کردم زمزمه می کردم که حاجی بلند شو باز هم بچه ها جمع شدند نمی خواهی برایشان حرف بزنی ؟

حاجی همه ی حرفشو زده بود و با خون خودش هم پایش امضاء کرده بود .

 

روح بلندش که در قفس تنگ تن و این دنیای خاکی نمی گنجید در صبح روز ۱۳ اسفند سال ۱۳۶۴ در حین عملیات والفجر ۸ در منطقه ابوفلفل به ملکوت اعلی پیوست .

در آذر ماه سال ۱۳۶۵ دو بزرگوار . دو همرزم . دو شهید بنام های شهید علیرضا کوهستانی جانشین گردان بهداری و شهید عبدالکریم جهاندار پیک گردان بهداری قبل از شهادتشان سنگی را آماده کرده و محل شهادت حاجی را که از قبل مشخص شده بود جاودانه کردند عکس های زیر در سال ۱۳۷۳ از محل شهادت گرفته شده است.

 

انتقال تجربیات علمی

دیدار نخست وزیر عراق با رهبر انقلاب

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش از ظهر امروز در دیدار آقای نوری مالكی نخست وزیر عراق با اشاره به اهمیت تقویت روابط سیاسی و اقتصادی ایران و عراق، تصریح كردند: میدان همكاریهای روزافزون در بخش‌های مختلف بسیار وسیع است و هیچ مانعی در پیشبرد روابط با عراق و توسعه همكاریهای منطقه‌ای وجود ندارد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأیید اظهارات نخست وزیر عراق مبنی بر مذاكرات صورت گرفته با دولت ایران در خصوص تقویت روابط اقتصادی، سیاسی و علمی دو كشور افزودند: رشد علمی ایران در سالهای اخیر بسیار برجسته بوده و انتقال تجربیات علمی به عراق می‌تواند یكی از زمینه‌های مهم همكاریهای دو كشور باشد.
ایشان با مثبت ارزیابی كردن عملكرد دولت عراق افزودند: حركتی كه شما امروز برای كشورتان انجام می‌دهید، حركت با ارزشی است، البته نیازهای كشور عراق بسیار بیشتر از این است.
رهبر انقلاب همچنین از آقای جلال طالبانی رئیس جمهور عراق بعنوان دوست خوب و صمیمی جمهوری اسلامی یاد و برای ایشان آرزوی سلامتی كردند.
آقای نوری مالكی نخست وزیر عراق نیز ضمن تشكر از دولت جمهوری اسلامی اظهار امیدواری كرد توافقات و مذاكرات وی در سفر به تهران به ارتقای همكاریهای دو كشور در زمینه‌های مختلف منجر شود.

بيانات در ديدار اعضاى همايش ملى «تغييرات جمعيتى و نقش آن در تحولات مختلف جامعه»

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار دست اندركاران برگزاری همایش ملی تغییرات جمعیتی و نقش آن در تحولات مختلف جامعه را منتشر كرد.
این دیدار روز ۶ آبان‌ماه برگزار و متن آن امروز پنج‌شنبه در این همایش در شهر قم قرائت شد.

بسماللهالرّحمنالرّحيم(۱)
مسئلهى جمعيّت كه بجد هم مورد بحث و اختلاف نظر در جامعه است، مسئلهى بسيار مهمّى است. بلاشك از نظر سياست كلّى كشور، كشور بايد برود به سمت افزايش جمعيّت؛ البتّه بهنحو معقول و معتدل. همهى اشكالات و ايرادهايى كه وارد ميشود - كه بعضى از اشكالاتى را هم كه مطرح ميكنند ما ديدهايم - قابل برطرف شدن و قابل پاسخ دادن است.

آنچه مهم است اين است كه كشور ما با ظرفيّت طبيعى و با ويژگى جغرافياى سياسى خود احتياج دارد به يك جمعيّت بيشتر؛ علاوه بر اين -همانطور كه قبلاً هم گفتهايم- مسئلهى نماى جوان براى كشور يك مسئلهى اساسى و مهم و تعيينكننده است. آنطورى كه اهل علم و اهل تحقيق بررسى كردهاند و جوانب قضيّه را ملاحظه كردهاند و آمارها را مورد مداقّه قرار دادهاند، ما اگر چنانچه با اين شيوهاى كه امروز داريم حركت ميكنيم پيش برويم، در آيندهى نهچندان دور، يك كشور پيرى خواهيم بود كه علاج اين بيمارى پيرى هم درحقيقت در دسترس نيست؛ حالا نه [اينكه] در دسترس ما نيست، [بلكه] در دسترس هيچ كس نيست؛ يعنى امروز كشورهايى كه در دنيا دچار پيرى شدهاند و قدرت «زاد و ولد» خودشان را از دست دادهاند، به دشوارى ميشود گفت كه راه علاجى براى حلّ اين مشكل دارند. ما هم طبعاً با همين مشكل مواجه خواهيم شد؛ و نبايد بگذاريم به اينجا برسد. البتّه مبانى اسلامى و تفكّر اسلامى در زمينهى جمعيّت و افزايش جمعيّت و با توجّه به وضع جغرافياى سياسى منطقه و كشور جمهورى اسلامى يك چيزهاى روشن و واضحى است.

 همايشى كه آقايان گذاشتيد، به نظر من جزو كارهاى بسيار خوب است. يعنى ما نميخواهيم اين قضيّه را با شعار و با «صلوات بفرستيد تمام بشود» و مانند اينها پيش ببريم؛ ميخواهيم مسئله به شكل عميق و علمى حل بشود؛ گرههاى ذهنىاى كه وجود دارد باز بشود، حقيقت قضيّه روشن بشود و به اعتقاد من ما ميتوانيم اين كار را بكنيم؛ يعنى متفكّرين ما و صاحبان دانشِ مرتبط با مسئلهى جمعيّت - در هر بخشى از بخشها - ميتوانند در اين زمينه منطق صحيح و قابل قبولى را ارائه كنند. اين همايش البتّه قدم اوّل است، يعنى قدم ابتدايى است، [امّا] از گذاشتن قانون بهنظر من مهمتر است؛(۲) چون فرهنگسازى در اين مسئله مثل خيلى از مسائل ديگر اجتماعى، حرف اوّل را ميزند؛ بايد فرهنگسازى بشود كه متأسّفانه امروز اين فرهنگسازى نيست، تعطيل است؛ با اينكه حالا گفتهشده، ما هم گفتهايم، ديگران هم گفتهاند، در مجلس هم مطرح شده، بعضىها هم كم و بيش اينجا و آنجا بحث ميكنند، لكن كار فرهنگى به معناى صحيح انجام نگرفته. بهنظر من اين كارِ شما كار خوبى است، كار مناسبى است؛ منتها اكتفا نكنيد به اينكه يك ميزگردى تشكيل بشود و سخنرانىاى گذاشته بشود و بعد مثلاً تعدادى مقاله چاپ بشود؛ اينها كارهاى لازمى است، امّا ناكافى است؛ بايستى از امكاناتى كه در كشور وجود دارد استفاده كنيد، فكر را در كشور بگسترانيد؛ آنوقت فكرى هم كه گسترش پيدا ميكند، بايد فكر عميق و اساسى و منطقى و قانعكننده براى هر كسى باشد؛ بنابراين بايد كار بشود روى اين مسئله كه لابد آقايان اين كار را كردهايد. من معمولاً وقتى گروهها و افرادى دنبال اين هستند كه مثلاً يك گردهمايى و همايشى را ترتيب بدهند، هميشه سفارش ميكنم، ميگويم شما اَمَد(۳) را نزديك قرار ندهيد؛ يعنى فرصت قرار بدهيد براى اينكه بتوانيد كار بكنيد، تا آنچه بُروز ميكند در اين همايش، يك چهره و نماى مطلوبى داشته باشد، آبرومند باشد. و لابد آقايان اين كار را كردهايد؛ چون بحمدالله شما اهل فضل و اهل تحقيق هستيد و مؤسّسهى شما، مؤسّسهاى است كه سابقهى خوبى در اين زمينهها دارد؛ لكن كار را به اينجا متوقّف نكنيد.

 جوانب قضيّه را بسنجيد، ببينيد چه چيزهايى است كه موجب ميشود جامعهى ما دچار ميل به كمفرزندى بشود. اين ميل به كم بودن فرزند، يك عارضه است؛ والّا انسان بهطور طبيعى فرزند را دوست ميدارد. چرا ترجيح ميدهند افرادى كه فقط يك فرزند داشته باشند؟ چرا ترجيح ميدهند فقط دو فرزند داشته باشند؟ چرا زن بهشكلى، مرد بهشكلى پرهيز ميكنند از فرزنددارى؟ اينها را بايستى نگاه كرد و ديد عواملش چيست؛ اين عوامل را پيدا كنيد، براى علاج اين عوامل بيمارىزا - كه به اعتقاد بنده اينها عوامل بيمارىزا است - متخصّصين و صاحبان انديشه را بخواهيد فكر كنند. فرض كنيد مثلاً بالا رفتن سنّ ازدواج؛ خب بلاشك يكى از چيزهايى كه بارورى را محدود ميكند، بالا رفتن سنّ ازدواج است؛ خب، اين يكى از كارهايى است كه بايد در كشور فكر بشود. چرا سنّ ازدواج در كشور ما بالا رفته؟ مگر جوان هفده ساله، هجده ساله، نوزده ساله، احتياج ندارد به اطفاء نياز جنسى و غريزهى جنسى؟ ما بايد به اين فكر كنيم. خب، از آنطرف ميگويند كه اينها خانه ندارند، شغل ندارند، درآمد ندارند؛ ببينيم چگونه ميشود كارى كرد كه همهى اينها با هم جمع بشود. ما نبايد تصوّر بكنيم كه حتماً بايستى يك نفرى يك خانهى مِلكى داشته باشد، يك شغل درآمددارى داشته باشد، بعد ازدواج بكند؛ نه، اِنَ يَكونوا فُقَرآءَ يُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه؛(۴) اين قرآن است [كه] با ما دارد اينجور حرف ميزند. يعنى همهى آن گرههاى ذهنىاى را كه وجود دارد در اين زمينه، بايد شما باز كنيد، يعنى شأن شما و همايشى از اين قبيل، اين است كه بايستى اين كار فكرى و علمى را بكند؛ يعنى صرفاً بيان فكر، بيان خواست و حتّى شعارهايى در اين زمينه نباشد. واقعاً كار بشود، كار فكرى بشود؛ عوامل كاهش جمعيّت و موجبات افزايش جمعيّت بهنحو مطلوب و با اعتدال متناسب، درست سنجيده بشود، مطرح بشود [تا] اقناع بشوند افكار نخبگان. در اين زمينه خب الان عامّهى مردم، بعضىها متديّنند، بعضىها متعبّدند، وقتى گفته ميشود، ميروند سراغ بارورى بيشتر؛ لكن نخبگان جامعه بايد قانع بشوند، بايد مسئله را قبول كنند؛ اگر نخبگان قبول كردند، كار سهل ميشود، كار فرهنگسازى آسان ميشود. در اين زمينهها انشاءالله بايستى آقايان تلاش كنيد و اميدواريم انشاءالله موفّق باشيد.

بنده همچنان معتقدم كشور ما كشور هفتاد و پنج ميليونى نيست؛ كشور ما كشور صد و پنجاه ميليونى [است]؛ حالا ما دستِكم را گرفتيم گفتيم صد و پنجاه ميليون؛ بيشتر هم ميشود گفت. قطعاً اين كشور با اين سطح وسيع، با اين تنوّع آبوهوايى، با اين امكانات فراوان زيرزمينى، با اين استعداد بالقوّهى علمى كه در اين كشور وجود دارد، ميتواند يك كشور پرجمعيّتى باشد و انشاءالله خودش هم اين جمعيّت را اداره كند؛ يعنى همچنان كه ما فكر ميكنيم كه اگر چهار پنج بچّه افتاد روى دوش يك خانواده وضع زندگيشان چگونه خواهد شد، فكر اين را هم بكنيد كه اين چهار پنج بچّه وقتى بزرگ شدند و كارى پيدا كردند و شغلى پيدا كردند چه كمكى ميتوانند به پيشرفت كشور بكنند؛ يعنى اين را هم بايد فكر كرد.

 يك نگاه مقلّدانهاى به زندگى غربى يا به زندگى اروپايى وجود داشته كه به اينجاها منتهى شده و ميراث آن به ماها رسيده؛ ما هم در يك برههاى از زمان غفلت كرديم، كارى كه بايد انجام بدهيم انجام نداديم. درحالىكه امروز در [بعضى از] همين كشورهاى غربى از كاهش بارورى دارند زيان مىبينند و پشيمانند، و در بعضى از كشورهاى غربى مطلقاً كاهش بارورى وجود ندارد؛ يعنى خانوادههاى پرجمعيّت، مثلاً خانوادهى آمريكايى با ده دوازده بچّه، چطور خانواده‌ى ايرانى [كه] ميخواهد از او تقليد كند بايد حتماً يك بچّه داشته باشد يا دو بچّه! كه اين الان وجود دارد و گزارشها و خبرها از اين واقعيّت به ما اطّلاع ميدهد. انشاءالله كه موفّق و مؤيّد باشيد.
 
۱) اين همايش به همّت معاونت پژوهش مؤسّسه آموزشى و پژوهشى امامخمينى (ره)، روز ۹ آبان سال جارى برگزار خواهد شد.
۲) در گزارش حجّةالاسلام آقاتهرانى اعلام شد كه پس از تصويب سياستها و راهبردهاى بحث جمعيّت در شوراى عالى انقلاب فرهنگى، كميسيون فرهنگى مجلس در حال كار بر روى طرحى است تا پس از طرح آن در صحن مجلس، به عنوان قانون تصويب شود.
۳) پايان
۴) سورهى نور، بخشى از آيهى ۳۲

امان از محبت مادر...

من همیشه سعی میکنم تا وقتی اسطوره های ایثار را در کشور خودمان داریم  از جای دیگه مطلب نیارم اما در گشت و گذار اینترنتی ام به یه مطلبی برخوردم فکر کردم شاید براتون جالب باشه...

در جریان زلزله سهمگین چین در ماه گذشته  ؛ وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا كرد

او مرده بود اما كمك رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند. زن با حالتی عجیب به زمین

افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار كاملا تغییر یافته بود. ناجیان تلاش می كردند

جنازه را بیرون بیاورند كه گرمای موجودی ظریف را احساس كردند. چند ثانیه بعد، سرپرست

گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یك بچه اینجا است. بچه زنده است. وقتی آوار از

روی جنازه مادر كنار رفت دختر سه - چهار ماهه ای از زیر آن بیرون كشیده شد.نوزاد كاملا

سالم و در خواب عمیق بود. گزارش ایسكانیوز می افزاید ، او در خواب شیرینش نمی دانست

چه فاجعه ای وطنش را ویران كرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده

است. مردم وقتی بچه را بغل كردند، یك تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد كه روی صفحه

شكسته آن این پیام دیده می شد: عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نكن كه مادر با

تمامی وجودش دوستت داشت

یا علی ابن ابی طالب ادرکنی

یا امام زمان (عج)

بر فرزندان علی ابیطالب (ع) چه گذشت وقتی پدر را در آن حال دیدند

یا علی جان

بر عمه سادات زینب(س) چه گذشت

عمه ای که باید آن همه داغ را در روز عاشورا تحمل می کرد

دیدار دانشجوبان با رهبر انقلاب

حدود هزار نفر از دانشجویان دانشگاهها و مراكز آموزش عالی، عصر امروز در نشستی صمیمانه و صریح با رهبر معظم انقلاب، به بیان دیدگاههای جامعه دانشجویی و تبادل نظر درباره موضوعات مختلف علمی، دانشگاهی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پرداختند.
در این دیدار كه از ساعت 5 بعداز ظهر آغاز شد و تا نماز مغرب و عشا ادامه یافت، 12 نفر از نمایندگان تشكلها و انجمن‌های دانشجویی، مسائل مورد نظر، خواسته ها و مواضع خود را بیان كردند.
حضرت آیت الله خامنه ای نیز ضمن پاسخگویی و بیان برخی نكات درباره مسائل مطرح شده، به تبیین نسبت آرمانها با واقعیتها، وظایف جامعه دانشجویی و راههای ایجاد و افزایش نشاط و تحرك حقیقی در دانشگاهها پرداختند.
ایشان با شكرگزاری به درگاه پروردگار به خاطر دیدار با جمع با صفا، صمیمی و پرنشاط دانشجویان، مطالب بیان شده در این دیدار را غالباً پخته، سنجیده و بسیار خوب خواندند و دستگاههای مختلف را به بررسی راههای تحقق پیشنهادهای دانشجویان توصیه كردند.
رهبر انقلاب در پاسخ به دانشجویی كه خواستار تبیین معنای «اعتدال» شده بود، خاطرنشان كردند: رئیس جمهور منتخب كه این شعار را مطرح كرده است حتماً معنا و مفهوم مورد نظر خود را درباره مقوله اعتدال بیان خواهد كرد.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با اشاره به سخنان یكی دیگر از دانشجویان درباره برخورد صحیح با دولتِ رئیس جمهور منتخب افزودند: همچنانكه درباره همه دولتها تأكید شده است باید از این دولت نیز حمایت و به آن كمك كرد.
ایشان افزودند: برخی می گویند اگر دولت اینگونه باشد به او كمك و گرنه انتقاد می كنیم. بنده با انتقاد مخالف نیستم اما اولاً انتقاد با عیبجویی فرق دارد، ثانیاً باید ابتدا فرصت كار و تلاش و تحرك داده شود.
حضرت آیت الله خامنه ای كار قوه مجریه را واقعاً سخت و دشوار برشمردند و خاطرنشان كردند: هیچكس نیست كه نقطه ضعف نداشته باشد بنابراین نباید توقعات را به قدری بالا برد كه از توان منطقی اشخاص خارج باشد.
رهبر انقلاب با اشاره به ضرورت در نظر گرفتن مشكلات و واقعیتهای كشور افزودند: مجموعه نیروهای فعال سیاسی، كاری و دانشگاهی دست به دست هم دهند تا كارها به فضل الهی به پیش برود.
یكی دیگر از دانشجویان از بروز كدورت در میان دانشجویان به علت اختلاف در تحلیل های سیاسی اجتماعی سخن گفته بود.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأكید بر پرهیز كامل از تبدیل اختلاف نظرها به كدورت و خصومت گفتند: جداً از دانشجویان عزیز و طرفداران سلایق گوناگون خواهش می كنم كه اجازه ندهند «اختلاف نظر در تحلیل و برداشت و تفسیر»، به كینه و دشمنی بیانجامد.
ایشان در همین زمینه افزودند: به توصیه حضرت امام، مانند طلبه ها باشید كه در هنگام مباحثه بسیار جدی هستند اما در بقیه اوقات رفیق و دوست و همراه یكدیگرند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به مباحثی كه برخی دانشجویان درباره فتنه 88 مطرح كردند، افزودند: در بررسی آن حوادث تلخ، مسئله اصلی و عمده، قانون شكنی و رفتار غیر نجیبانه‌ ی جماعتی است كه در مقابل جریان قانون ایستادند و به ایران عزیز، لطمه و ضربه و خسارت وارد آوردند.
ایشان افزودند: البته در حاشیه و گوشه و كنار یك حادثه ی بزرگ، ممكن است مسائلی روی داده باشد كه گاه یك نفر مظلوم یا ظالم واقع شود اما در هر حال نباید مسئله اصلی بخاطر این مسائل گم شود.
ایشان در همین زمینه این سوال اساسی را مطرح كردند كه چرا و به چه دلیل مدعیان تقلب در انتخابات 88 برای مواجهه با مسئله، به خیابانها اردوكشی كردند!؟
رهبر انقلاب خاطرنشان كردند: بارها و بارها این سوال را نه در مجامع عمومی بلكه به شكلی كه قابل پاسخ دادن باشد مطرح كرده ایم پس چرا جواب نمی دهند، چرا عذرخواهی نمی كنند؟
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در جلسات خصوصی می گویند تقلبی رخ نداده بود، پس به چه علت كشور را دچار آن ضایعات كردید و به لبه پرتگاه بردید؟
ایشان با اشاره به اوضاع پرآشوب و خونین برخی كشورهای منطقه خاطرنشان كردند: می دانید اگر در فتنه 88 خدا كمك نمی كرد و گروههای مردمی به جان هم می افتادند كشور به چه روز و روزگاری می افتاد؟ كه البته خداوند نگذاشت و ملت هم بصیرت به خرج دادند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پاسخ به دانشجویی دیگر «شدت به خرج دادن» را به معنای جدیت و ایستادگی منطقی در بحث، قابل قبول دانستند اما تأكید كردند: اگر منظور از شدت بخرج دادن مخالفتِ همراه با عنف و زور باشد، كاملاً مخالفم.
رهبر انقلاب، نظر یكی دیگر از دانشجویان درباره ضرورت نظارت بر همه قوا و دستگاهها از جمله مجلس، قوه قضاییه و صدا و سیما را تأیید اما خاطرنشان كردند: چگونگی نظارت بر مجلس و دستگاه قضا، مطلب مهمی است كه فعالان دانشجویی می توانند روی آن كار پخته كنند و پیشنهاد دهند.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنان خود با بیان چند سوال و پاسخ های آنها، خواستار بحث های دقیق درخصوص این موضوعات، در دانشگاهها شدند.
اولین سؤال: نسبت دانشجو و عنصر انقلابی با آرمانهای انقلاب چیست؟ رهبر انقلاب در پاسخ به این سؤال ابتدا به تبیین آرمانهای انقلاب و رابطه آنها با واقعیات جامعه پرداختند.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین این نكته را متذكر شدند كه دسترسی به آرمانهای انقلاب بدون نیرو و نشاط و جسارت و خط شكنی جوان ها امكان پذیر نیست.
ایشان افزودند: بر همین اساس باید نقش جوانان در تحقق آرمانهای انقلاب، جدی گرفته شود زیرا معتقدم جوانها توانایی گره گشایی دارند.
حضرت آیت الله خامنه ای بعد از این مقدمه، به تبیین آرمانهای انقلاب اسلامی پرداختند و گفتند: نظام اسلامی دارای منظومه ای از آرمانها است كه باید برای رسیدن به همه آنها تلاش شود اما این آرمانها دارای رتبه بندی و درجات مختلف هستند.
ایشان رسیدن به جامعه ای «عادلانه، پیشرفته و معنوی» را از آرمانهای اصلی و درجه یك نظام اسلامی دانستند و در تشریح آن، خاطرنشان كردند: جامعه عادلانه، جامعه ای است كه هم مسئولان عادلانه رفتار كنند و هم مردم نسبت به یكدیگر عدالت داشته باشند، ضمن آنكه این جامعه در عرصه های علمی، سیاسی و تمدنی، پیشرفته و از نظر معنویت نیز سیراب باشد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر اینكه دستیابی به چنین آرمانی قطعاً قابل تحقق است و تاكنون نیز در این مسیر پیشرفتهای خوبی انجام شده، افزودند: چنین جامعه ای برای كشورهای اسلامی و غیراسلامی الگو خواهد بود.
حضرت آیت الله خامنه ای به برخی آرمانهای دیگر نظام اسلامی كه در مراتب بعد از این آرمان اصلی قرار دارد اشاره كردند و گفتند: اقتصاد مقاومتی، سلامت در جامعه، صنعت برتر، كشاورزی برتر، تجارت همراه با رونق، علم پیشرو، نفوذ فرهنگی و سیاسی در جهان، همه در منظومه آرمانهای نظام اسلامی قرار دارند و قابل تحقق نیز هستند.
سؤال دومی كه رهبر انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان مطرح كردند عبارت بود از «نسبت آرمانها با واقعیات؟»
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: به عنوان مثال تحریم ها یك واقعیت است و از طرف دیگر پیشرفت اقتصادی یكی از آرمانهای انقلاب است اكنون سؤال این است كه پیشرفت اقتصادی با واقعیتی همچون تحریم چگونه امكان پذیر است.
ایشان تأكید كردند: در موضوع نسبت آرمانگرایی با واقعیات، ما هم آرمانگرایی را كاملاً تأیید می كنیم و هم دیدن واقعیات را.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: آرمانگرایی بدون دیدن واقعیات، به خیالپردازی و توهم منجر خواهد شد البته باید میان واقعیات و آنچه كه تلاش می شود بعنوان واقعیات القاء شود، تفاوت قائل شد.
ایشان یكی از روشهای معمول در جنگ روانی را القاء واقعیت های غیرواقعی خواندند و تأكید كردند: یكی از كاركردهای بصیرت این است كه انسان واقعیات را آنطور كه هست، ببیند و دچار اشتباه نشود.
رهبر انقلاب اسلامی یكی دیگر از شگردهای جنگ روانی را بزرگنمایی بیش از حد برخی واقعیات و نادیده گرفتن واقعیات دیگر دانستند و گفتند: بعنوان نمونه، یكی از واقعیات این است كه بخشی از نخبگان از كشور خارج می شوند اما در كنار آن، واقعیت دیگری وجود دارد كه «افزایش چشمگیر دانشجویان نخبه» است، اما در تبلیغات، واقعیت اول بزرگنمایی می شود و واقعیت دوم به هیچ وجه گفته نمی شود.
حضرت آیت الله خامنه ای در نتیجه گیری این بحث تأكید كردند: فعال دانشجویی آرمانخواه كه واقعیات را هم می بیند، در هیچ شرایطی، چه هنگام پیروزیهای شیرین و چه هنگام هزیمت های تلخ، دچار احساس انفعال و یأس و بن بست نمی شود زیرا در آرمانخواهی صحیح و واقع بینانه، بن بست وجود ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: توقع من از دانشجویان عزیز این است كه همواره و در هر شرایطی، با نگاه واقع بینانه به دنبال آرمانها باشند.
حضرت آیت الله خامنه ای سؤال سوم خود را اینگونه مطرح كردند: «رابطه تكلیف مداری با دنبال نتیجه بودن چیست؟» ایشان در پاسخ به این سؤال به جمله معروف امام خمینی (ره) كه می فرمودند: «ما به دنبال تكلیف هستیم»، اشاره كردند و افزودند: آیا این جمله بدین معنا است كه امام با وجود آن سختی ها و زحماتی كه سالها متحمل شده بودند، دنبال نتیجه نبودند؟ قطعاً چنین چیزی صحیح نیست.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: تكلیف گرایی صحیح آن است كه انسان در راه رسیدن به نتیجه مطلوب براساس تكلیف عمل و از كارهای ضدتكلیف و نامشروع پرهیز كند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأكید كردند: انسانی كه برای رسیدن به نتیجه براساس تكلیف عمل می كند، اگر به نتیجه مطلوب هم نرسد، احساس پشیمانی و خسارت نمی كند.
ایشان در جمع بندی این موضوع گفتند: تكلیف گرایی هیچ منافاتی با دنبال نتیجه بودن، ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی سپس به موضوع «ضرورت وجود شور و نشاط در دانشگاهها» پرداختند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان كردند: این شور و نشاط باید در محیط دانشگاه و در بخش های مختلف علمی، اجتماعی و سیاسی نمود پیدا كند.
ایشان، دانشگاه را محیط جستجوگر در زمینه مسائل كلان كشور و مسائل مختلف سیاسی دانستند و افزودند: بحث و تحلیل و فهم درست مسائل مختلف داخلی و بین المللی یكی از راههای ایجاد شور و نشاط در دانشگاهها است.
رهبر انقلاب اسلامی، شناخت مسائل اصلی و تفكیك آنها از مسائل فرعی و سرگرم نشدن به مسائل غیراولویت دار را یكی دیگر از زمینه های شور و نشاط در دانشگاهها، بیان كردند.
ایشان خاطرنشان كردند: محیطهای دانشجویی می توانند با بحثهای پرنشاط و تحرك آفرین، مسئولان كشور را در اولویت بندی صحیح مسائل كمك كنند.
رهبر انقلاب در تبیین مصادیقی كه می تواند در دانشگاهها دستمایه بحثهای حقیقی نشاط آفرین قرار گیرد به موضوع حماسه اقتصادی اشاره كردند.
ایشان افزودند: حماسه اقتصادی از جمله مسائل سرنوشت سازی است كه دانشجویان می توانند با بررسی عمیق حدود و راهكارهای آن به پیشرفت كشور، كمك بزرگی كنند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان كردند: البته حماسه اقتصادی، مسئله ای نیست كه ظرف چند ماه نتیجه دهد بلكه یك حركت بلندمدت است كه باید در سال جاری شروع شود.
ایشان اقتصاد مقاومتی و سبك زندگی را از دیگر موضوعات واقعی برشمردند كه بررسی ابعاد و زوایای آنها می تواند خون تازه ای در پیكره محیطهای دانشجویی و دانشگاهی جاری سازد.
رهبر انقلاب اسلامی، با دعوت از محیطهای دانشجویی برای بررسی عمیق «بیداری اسلامی» و فراز و نشیبهای آن در كشورهای منطقه تأكید كردند: بیداری اسلامی پدیده بسیار مهمی است كه با آنتی تزهای استكباری از بین نمی رود.
ایشان با اشاره به حوادث جاری در برخی كشورهای منطقه افزودند: این حوادث نشان می دهد كه عمق بیداری اسلامی در این كشورها وجود دارد اما به علت اینكه مسائل خوب مدیریت نشد و ناشیگری كردند امروز اوضاع كشور بزرگ مصر، بسیار دردناك شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: تشكلها و محیطهای دانشجویی با بحثهای عمیق درباره «روند بیداری اسلامی، خاكریز طولانی استكبار در مقابل این پدیده، اشتباهات صورت گرفته در كشورهای منطقه و مقایسه حوادث آنها با روند استقرار و استمرار جمهوری اسلامی در ایران»، به كشور و ملت خدمت خواهند كرد.
رهبر انقلاب بررسی و تبیین عمق راهبردی نظام اسلامی را از دیگر موضوعاتی دانستند كه می تواند به تحرك و نشاط فكری دانشگاهها كمك كنند.
ایشان خاطرنشان كردند: نگاه واقع بینانه به اوضاع منطقه نشان می دهد برخی موضوعات مایه استحكام نظام اسلامی و نشان دهنده عمق راهبردی و استراتژیك جمهوری اسلامی هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: هدف از سخنان صریح امام خمینی درباره هسته های انقلابی خارج از كشور، تشكیل این عمق استراتژیك بود كه امروز استكبار با دستپاچگی سعی در مبارزه با آن را دارد اما بجایی نخواهد رسید.
رهبر انقلاب تلاش دشمنان اسلام برای ایجاد اختلاف و دشمنی میان شیعه و سنی را خاطرنشان كردند و افزودند: شیعه را در نقاط مختلف می كوبند چرا كه تصور می كنند شیعیان پایگاه طبیعی جمهوری اسلامی اند اما دشمنان نمی دانند كه در بسیاری از كشورها، برادران اهل سنت با شدت بیشتری از نظام اسلامی دفاع می كنند.
رهبر انقلاب در جمع بندی این بخش از سخنانشان خطاب به جامعه دانشجویی تأكید كردند: «مسائل سیاسی – اجتماعیِ ناظر به واقعیات زندگی» می تواند نشاط و تحرك دانشگاهها را موجب شود و نتیجه مباحث را به عنوان فرآورده های علمی در اختیار مسئولان قرار دهد.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنانشان، تلاش علمی را صحنه دیگری برای افزایش نشاط حقیقی در دانشگاهها دانستند.
ایشان افزودند: نیاز علمی از نیازهای اساسی و درجه یك كشور است و باید تلاش كنیم روند پیشرفتهای ده سال اخیر، بطور مضاعف ادامه یابد.
رهبر انقلاب، پیشرفت های علمی را گره گشای مشكلات اقتصادی – سیاسی و اجتماعی برشمردند و تأكید كردند: كار و پیشرفت علمی در دانشگاهها و در كشور باید بصورت جهادی انجام شود.
ایشان دانشجویان را به افزایش ارتباط با اساتید ارزشی و مكتبی، گسترش روابط با «مراجع فكریِ مورد اعتماد و سالم» و تقویت مطالعات فكری فراخواندند.
در این دیدار قبل از سخنان رهبر معظم انقلاب 12 نفر از دانشجویان به نمایندگی از تشكلها و انجمن های علمی – فرهنگی –قرآنی و سیاسی دانشگاهها، دیدگاههای خود را درباره مسائل مختلف بیان كردند  

 

مردمی همیشه در صحنه

 

انتخابات 92 حماسه ای ماندگار

برنامه های عملیاتی دشمن برای انتخابات 1392

بسم الله الرحمن الرحیم

انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نسبت به انتخابات گذشته دارای اهميتی مضاعف شده است. این نكته‌ای است كه رهبر انقلاب اسلامی، روز چهارشنبه (۱۳۹۲/۲/۲۵) به آن اشاره كردند: «امروز انتخابات شما به يك موضوع مهم بين‌المللى تبديل شده است. دستگاههاى فكرى دشمنان نشسته‌اند رصد ميكنند مقدمات اين انتخابات را، اين حادثه‌ى بزرگ را؛ دارند نگاه ميكنند؛ نقشه هم دارند، هدف هم دارند.»
در میان سخنرانی‌های اخیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌طور اجمالی می‌توان ۸ برنامه عملیاتی دشمنان را برای انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ شناسایی كرد:
۱- برنامهريزى و برنامهسازى رسانه‌های دشمن برای انتخابات ۱۳۹۲/۰۲/۱۶
۲- ناامیدكردن مردم از طریق مانع‌تراشی و كتمان پیشرفتها ۱۳۹۲/۰۱/۰۱
۳- ايجاد ترديد و دودلی در دل مردم تا همت آنها را كوتاه و ضعیف كنند ۱۳۹۱/۱۲/۳۰
۴- ایجاد اختلاف بین مسئولین ۱۳۹۱/۰۸/۱۰
۵- برهم زدن ثبات و آرامش كشور ۱۳۹۱/۰۷/۲۴
۶- پرت كردن حواس مردم از انتخابات با یك ماجرای سیاسی، اقتصادی یا امنیتی ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
۷- سعی در اخلال در برگزاری انتخابات ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
۸- تشكيك در سلامت انتخابات ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
 
پیش از این نیز ایشان درباره اهمیت شناخت نقشه دشمن، هشدار داده بودند كه «ترفندهاى دشمن را بايد شناخت، فهميد. او البته دشمنى‌‌اش را ميكند؛ امر طبيعى است، اما اينكه ما نفهميم دشمنى او را و از اين معنا غفلت كنيم، اين قابل قبول نيست.» ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب درباره نقشه دشمن در انتخابات آتی .
منبع: khamenei.ir

كاشت نهال در هفته درختكاری توسط رهبر انقلاب

بسمه تعالی 

بيانات پس از مراسم درختكارى‌

بسماللّهالرّحمنالرّحيم
 انشاءاللّه كه كاشت درخت، چه در اين روز و اين ايام كه به نام درختكارى شناخته شده، و چه در بقيهى ايامى كه ميشود درختكارى كرد، براى كشور مايهى بركت و آبادانى باشد. واقع قضيه هم همين است كه گياه و درخت براى هر كشورى، براى هر مجموعهى انسانىاى، مايهى بركت است؛ براى همين هم در شرع مقدس اسلام و در احاديث ما، به مسئلهى درخت و نگهدارى درخت و جلوگيرى از قطع كردن درختان توصيه شده. خب، حالا اين يك توصيهى اسلامى است. امروز همهى مردم دنيا هم به اين مسئله توجه دارند و شايد بشود گفت كه هميشه مردم و جوامع بشرى به مسئلهى درخت اهميت ميدادهاند.
 منتها من گلايهاى كه بايد بكنم از مجموع مسئولينِ مسئلهى درخت و درختكارى و جنگل و اين چيزها، اين است كه ما اينجا دانه دانه درخت ميكاريم، اما صدها صدها و هزارها هزارها درخت در جاهائى كه نبايد قطع شود، بىجهت قطع ميشود؛ اين خيلى اشكال بزرگى است كه وجود دارد. علاوه بر اينكه آبادىها و سبزىهاى اطراف شهرهاى بزرگ به غلط و به غصب در اختيار افرادى قرار گرفت كه ميخواستند از زمين سوء استفاده كنند و هنوز هم دارند ميكنند، و سبزى تبديل شد به سيمان و آهن و اينها - كه اين يك مصيبتى براى شهرهاست - مجموعهى جنگلى كشور هم مورد تهديد جدى قرار داشت و قرار دارد؛ كه بايد جداً از آن جلوگيرى شود. اين، هم وظيفهى دولت است، هم وظيفهى مجلس است، هم وظيفهى شهردارىهاست، هم وظيفهى قوهى قضائيه است؛ هر كدام به نحوى بايد جلوى پيشرفت اين حركت غلطى را كه امروز متأسفانه در كشور ما وجود دارد، بگيرند.
 ما براى حفظ جنگلها قوانينى لازم داريم - اين قوانين جايش خالى است - و يك اراده‌ى قوى و عزم راسخى لازم داريم براى جلوگيرى از تصرف زمينهاى اطراف شهرهاى بزرگ، كه افرادى آنها را ميگيرند و تبديل ميكنند به ساختمان، به آپارتمانهاى بلندمرتبه. اين كار علاوه بر اينكه مشكلات گوناگون بشرى و انسانى ايجاد ميكند، اولين كار غلطى كه انجام ميگيرد، اين است كه محيط سبز اطراف شهرها - هواى تنفس شهر - از بين ميرود. حالا شما در شهر برويد زحمت بكشيد و در خانهها دانهدانه نهال بكاريد؛ اين كجا، و اين كه شهر محاط باشد به مجموعهى سبز، كجا؟ اگرچه كارهاى خوبى هم انجام گرفته، در اطراف شهرها گاهى جنگلكارىهائى شده - اين را هم نبايد منكر شد - ليكن آن چيزى كه ثروت اصلى كشور است، كه مناطق سبز اطراف شهرهاست، باغات داخل شهرهاست، و بخصوص جنگلهاست، بايد محفوظ بماند. هم سازمان محيط زيست، هم دستگاههاى ذىربط ديگر دولتى، هم مسئولين و نمايندگان در مجلس، هم مسئولين در قوهى قضائيه، و در مورد شهرها و حريم شهرها هم شهردارىها، در سرتاسر كشور موظفند كه اين كار را دنبال كنند. ما هميشه اين مسئله را تكرار ميكنيم، اما باز مىبينيم كه كار درستى انجام نگرفت! خب، بايد انشاءاللّه همه همت كنند تا اين كارى كه همه هم قبول دارند كه لازم است و درست است، تحقق پيدا كند.
 انشاءاللّه همه موفق باشيد. آقايان، خداحافظ.

 

 

 

 

20 بهمن سالروز عملیات غرور آفرین والفجر 8 گرامی باد

شرح عمليات والفجر8 در گفت‌وگو با سردار مرتضي قرباني

فتح فاو اقتصاد عراق را فلج كرد:

در طول 8 سال دفاع مقدس رزمندگان اسلام، عمليات‌ها و فداكاري‌هاي بسياري انجام دادند كه هر يك به نوبه خود از اهميت بالايي برخوردار است. در اين ميان، عمليات والفجر 8 از بسياري جهات با ساير عمليات‌ها تفاوت‌هاي بارزي داشت، چون انجام آن بر روي كاغذ و به نظر قريب به اتفاق فرماندهان جنگ در جهان غيرممكن به نظر مي‌رسيد. عبور از رودخانه همواره يكي از مشكلات ارتش‌هاي جهان است. اما نيروهاي عمل كننده در اين عمليات با عبور از رودخانه اروند كه به رودخانه وحشي مشهور است، تعجب دنيا را برانگيختند.

گفت‌وگو با سردار مرتضي قرباني، رييس سازمان موزه دفاع مقدس و فرمانده لشكر ويژه 25 كربلا در زمان عمليات والفجر 8، به مناسبت بيستمين سالگرد عمليات غرورآفرين والفجر 8 :

چه عاملي باعث شده بود انجام اين عمليات توسط فرماندهان عراقي و حتي بر روي كاغذ غيرممكن به نظر برسد؟

بسم الله الرحمن الرحيم

 با سلام و صلوات به روح پرفتوح حضرت امام خميني«ره» و همه شهداء و با درود به محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي و همه خدمت‌گزاران خالص و مخلص انقلاب اسلامي.

در مورد اين سوال شما و يا به عبارتي، موقعيت منطقه فاو بايد گفت: فاو يك شهر بندري در شبه جزيره فاو است كه در منتهي‌اليه جنوب‌شرقي عراق قرار دارد كه از يك طرف به رودخانه اروند، از طرف ديگر به خور عبدالله و از سويي به خليج فارس محصور و مجموعا توسط سه جاده آسفالته و شوسه به بصره و بندر ام‌القصر، پايگاه‌هاي دريايي عراق و از آنجا به مركز كشور عراق متصل مي‌شود.

اين نقطه از خاك عراق محل عبور لوله‌هاي نفتي است كه دو لوله نفتي بزرگ براي اسكله «البكر» و «الاميه» از اين شهر عبور مي‌كند. همچنين مخازن و منابع بزرگ نفتي در شهر فاو قرار دارد. اين شهر تقريبا يك شهر نفتي است كه بيشتر ساكنان آن در شركت‌هاي نفتي و بخشي ديگر نيز به كار ماهيگيري،‌نخلستان و غيره مشغول بوده و هستند.

از نظر موقعيت جغرافيايي نظامي، منطقه‌اي و سياسي، اين شهر در يك موقعيت بسيار ايده‌آل براي عراقي‌ها و يك نقطه شناخته شده در اذهان كشورهاي دنيا، جهان اسلام و عموم سياسيون و دولتمردان بود؛ بنابراين با ورود به اين شهر مي‌توانستيم بسياري از مشكلات جنگ تحميلي را حل كنيم.

ايده و فكر اوليه تصرف فاو از چه زماني شكل گرفت؟

از همان سال اول جنگ. آن زماني كه بنده 11 ماه در محاصره شهر آبادان بودم، ماهي يك بار با موتورسيكلت به انتهاي جنوب جزيره آبادان مي‌رفتم و در نقطه مقابل كه به آن اروند كنار مي‌گويند، مي‌ايستادم و با دوربين شهر فاو را تماشا مي‌كردم و در ذهن خودم اين موضوع را مرور مي‌كردم كه اگر ما شهر فاو را تصرف كنيم بسياري از مشكلات ما در جنگ حل مي‌شود. در آن زمان با وجوديكه در محاصره بوديم، در تنگنا بسر مي‌برديم و مهمات و آذوقه و امكانات نداشتيم، فكرمان اين نبود كه فقط در مقابل عراقي‌ها كه به كشورمان تجاوز كردند، پدافند كنيم و بس. بلكه در فكراجراي طرح‌ها، برنامه‌ها و نقشه‌هاي مختلف براي مقابله با دشمن و وارد آوردن ضربه كاري به آن نيز بوديم.

يكي از آن نقشه‌ها و طرح‌ها كه در ذهن من خطور كرده بود،‌اين بود كه شهر فاو را بگيريم. لذا در بحث‌ها و جلساتي هم كه براي عمليات «ثامن‌الائمه»، «طريق القدس»، «بيت‌المقدس» و «فتح‌المبين» برگزار مي‌شد، گاهي اوقات به اين قضيه اشاره مي‌كردم و به فرماندهان مي‌گفتم اگر فاو را تصرف كنيم،‌مي‌تواند براي ما تعيين كننده باشد. در آن زمان مسئول ايستگاه هفت و دوازده «جاده اهواز – آبادان و آبادان – ماهشهر» بودم و مقابلمان هم گردان «قادسيه« و لشكر سوم عراق كه لشكر زرهي بود، مستقر بودند.

تصرف فاو دقيقا چه زماني قوت گرفت؟

دقيقا از سال 1362 به صورت محرمانه شكل گرفت. يعني زماني كه ما در هورالعظيم مستقر شديم و توانايي‌هاي آبي- ‌خاكي مان را چك كرديم، بحث عبور از رودخانه، انجام عمليات و جنگ در دريا در ذهنمان خطور كرد و بحث فاو مطرح شد و تقريبا در شهريورماه سال 1364 مقدمات طرح‌ريزي و توجيه تعداد انگشت شماري از فرماندهان آغاز شد كه برادر محسن رضايي فرمانده كل سپاه، قرارگاه مخصوصي را پيرامون عمليات والفجر هشت و تصرف شهر فاو تاسيس كرد و در اين قرارگاه كساني كه قرار بود با اعتقاد و يقين بحث عمليات در فاو را پيگيري كنند جمع مي‌شدند و در جلسات شركت مي‌كردند.

در اين مدت شش ماه يعني از شهريور تا بهمن سال 1364 جلسات مختلفي برگزار شد كه مهمترين آن تعيين خط حد لشكرها بود؛ يعني فرمانده لشكرها خدمت سردار محسن رضايي، سردار صفوي، سردار رشيد و سردار محتاج مي‌رسيدند و خط حد و ماموريت لشكرشان را با در نظر گرفتن توانايي‌هايشان انتخاب مي‌كردند. من نيز مانند همه فرمانده لشكرها يك روز حدود سه ساعت با آنها صحبت كردم و نهايتا به سراغ حدود دو كيلومتر خط حد شهر فاو رفتم و گفتم آمادگي دارم شهر فاو، اسكله‌هاي نفتي و پايگاه‌هاي موشكي مستقر در آن كه كشتي‌هايمان را در خليج فارس هدف قرار مي‌دادند را با همه مشكلات و سختي‌هاي موجود، تصرف و تامين و در مقابل پاتك‌هاي احتمالي دشمن نگهداري كنيم كه همه اينها در 90 روز جنگ شبانه‌روزي پيش‌بيني مي‌شد.

در فرآيند طرح‌ريزي عمليات والفجر 8 بيشتر چه سوالاتي مطرح مي‌شد؟

آقا محسن و برادر محتاج خيلي با ما بحث كردند و گفتند: طرحت چيست؟ برنامه‌ات چيست؟ من گفتم: الان در اين جلسه مقدماتي نمي‌توانم بگويم، ولي مي‌روم و روي آن كار مي‌كنم و بعد از برنامه‌ريزي و شناسايي، طرح‌ها را تقديم مي‌كنم. به هر جهت دستور ماموريت در آبانماه سال 1364 به همه لشكرها و به من كه فرمانده لشكر ويژه 25 كربلا بودم، ابلاغ شد. همه لشكرها خط حد خودشان را مشخص كردند. ما هم اعلام كرديم، حاضريم شهر فاو را تصرف كنيم و با توكل به خدا و عشق و علاقه اين ماموريت خطير را پذيرفتيم و با گذشت پنج سال از جنگ با اين انگيزه آمديم و گفتيم: «آماده‌ايم كه در اين ميدان بايستيم و فداكاري كنيم.» و در اين راستا اهداف براي ما تعريف شد.

عمليات والفجر 8 چه اهدافي را دنبال مي‌كرد؟

هدف اول انهدام توان رزمي ارتش عراق بود كه ما به وسيله اين عمليات بايد ارتش عراق را مستاصل كرده و در اين شبه جزيره منهدم مي‌كرديم. هدف دوم اين بود كه صدور نفت عراق را به صورت صد در صد قطع كنيم.

يعني فلج كردن اقتصاد عراق؟

بله. اقتصادش كاملا فلج مي‌شد. اولين هدف اين بود كه از نظر نظامي ريشه ارتش عراق را بسوزانيم و اين منطقه بهترين مكاني بود كه مي‌توانستيم آنها را بكشانيم به اينجا كه راه فراري هم نداشتند و منهدمشان كنيم و از طرف ديگر صدور نفت از طريق لوله به طرف اسكه‌ها را قطع كنيم. بعد خورعبدالله كه محل تردد كشتي‌هاي جنگي عراقي بود را تصرف كنيم كه اين هم براي ما خيلي مهم بود، چون كشتي‌هاي جنگي عراق از پايگاه موشكي ام‌القصر مي‌آمدند كنار اسكله «البكر» و «الاميه» پهلو مي‌گرفتند و از آنجا كشتي‌هاي ما را هدف قرار مي‌دادند و گاهي هم به كشتي‌هاي كشورهاي ديگر تعرض مي‌كردند و به نام جمهوري اسلامي ايران تمام مي‌ كردند.

بنابراين، هدف سوم ما كه تصرف خورعبدالله بود، تردد عراق به سمت دريا را به طور كامل صفر مي‌كرد و نيروي دريايي عراق كاملا فلج مي‌شد. هدف چهارم ما اين بود كه از اين طريق خودمان را به مرزهاي كشور كويت نزديك مي‌كرديم و اين امر از نظر سياسي، نظامي خيلي براي ما مفيد بود، چون هم مرز با كويت مي‌شديم، كويتي كه با تمام توان به صدام كمك مي‌كرد.

هدف پنجم ما ايجاد يك جبهه بسيار وسيع براي دشمن و يك جبهه بسيار محدود براي خودمان بود و دور تا دور ما به گونه‌اي مي‌شد كه عراق نمي‌توانست با ما وارد عمليات شود و در مقابل، يك جبهه جنگي گسترده‌اي را براي عراق باز مي‌كرديم و مي‌توانستيم ارتش عراق را از بصره تا فاو زير آتش خودمان قرار دهيم و آنها هم هر لحظه دلواپس اين بودند كه ما از اين نقطه پيشروي كنيم.

با توجه به موقعيت و اهميت شهر فاو كه در بالا به آنها اشاره كرديد، كار شناسايي منطقه عملياتي چگونه انجام شد؟

در خصوص شناسايي بايد بگويم چون بنده در عمليات خيبر؛ زماني كه فرمانده لشكر 5 نصر بودم، تجربه موفقي داشتم و از طرف ديگر در آن زمان 45 كيلومتر در داخل خاك عراق نفوذ كرده و منطقه وسيعي از دشمن را تا جاده بغداد – بصره شناسايي كردم و توانستم منطقه مورد نظر را تصرف كرده و حدود 10 روز جاده بغداد و بصره را ببندم، لذا عمليات آبي را كاملا حس كرده بودم و كاملا برچگونگي كار با وسائل ترابري آبي مسلط بودم و در عمليات بعدي يعني «بدر» نيز به تجربياتم اضافه شد؛ يعني در حقيقت با اندوخته‌اي از تجربه و اميد قدم به اين منطقه گذاشتم.

با مشخص شدن خط حد، بدون اين كه كسي متوجه شود تعدادي از نيروهاي اطلاعات و تخريب را از هفت تپه (مقر لشكر ويژه 25 كربلا) به منطقه آموزشي منتقل كرديم و برايشان يك دوره وسيع گذاشتيم، سپس توانايي‌هايشان را چك كرديم و از اين ميان تعدادي را براي كار تخريب و شناسايي جدا و به مقابل خط حد نظامي‌مان در مقابل شهر فاو منتقل كرديم و پس از برگزاري برايشان كلاس‌هاي ويژه حفاظتي و امنيتي، آنها را قرنطينه نظامي كرده و از آنجا شناسايي‌مان را شروع كرديم.

اولين شناسايي‌مان در مورد وضعيت خود اروند بود كه جريان جزر و مد آب را مشخص كرده و عرض رودخانه و عرض نهرها و باتلاقها را سانت به سانت و متر به متر محاسبه كرديم. الحمدالله همه اين محاسبات را برادران ما در سطح خودشان و با توجه به توانايي و تخصص‌هايي كه در درونشان نهفته بود، انجام دادند و تجربه خوبي هم بدست آوردند و بر همين اساس و با توجه به نقاطي كه مي‌خواستيم وارد عمليات شويم، خطوط و حد شناسايي‌مان را تعريف كرده و راهكارهاي نفوذ به خط دشمن را مشخص كرديم.

دشمن نتوانست در فرآيند شناسايي منطقه عملياتي متوجه تحركات نيروهاي ايراني شود، با توجه به وسعت و موقعيت منطقه چگونه از عهده اين كار برآمديد؟

ما به نيروهايي كه وارد منطقه عمليات مي‌شدند مي‌گفتيم كسي حق ورود و خروج از منطقه را ندارد. فقط شهيد را تخليه مي‌كنيم و مجروح را هم در خود جبهه مداوا خواهيم كرد، به همين منظور مدرسه‌اي خراب شده را به اورژانس تبديل كرديم كه مجروح‌ها را در آنجا نگه مي‌داشتيم و مداوا مي‌كرديم، همه اينها به خاطر اين بود كه مبادا كوچكترين اطلاعاتمان در مورد عمليات لو برود و به خاطر اهميت موضوع شناسايي، «سردار كميل» كه در آن مقطع جانشين لشكر بود را در آن منطقه مستقر كردم و چون خود وي نيروي اطلاعات عمليات جنگي بود، همه نيروها را كنترل مي‌كرد. يعني ما نفر به نفر نيروها را كنترل مي‌كرديم و رفت و آمدهايشان را در آب چك مي‌كرديم، همچنين سرداران شهيد «حاج حسين بصير»، «محمد حسن طوسي»، «مجيد كبيرزاده» و «سردار مهري»، «حيدرپور» و «كسائيان» را نيز در آنجا مستقر كردم، حتي اين بزرگواران نيز حق تردد نداشتند، مگر با اجازه و به همراه داشتن برگه تردد ويژه كه دژبان در عقبه كنترل مي‌كرد.

البته ما به همه برادران عزيزمان اعتماد و اطمينان داشتيم، ولي دشمن در سطح وسيع با امكانات مدرن روز و جاسوسان حرفه‌اي و ترفندهاي مختلف، اطلاعات را جمع‌آوري مي‌كرد. ولي الحمدالله اين بچه‌هاي حزب‌اللهي نشان دادند كه با اراده، اعتقاد و ايماني كه دارند، بر هر سلاح و دشمني فائق مي‌آيند. بنابراين در اين مدت به نيروهاي اطلاعات و شناسايي‌مان خيلي زيبا خط مي‌داديم و اطلاعات از آنها مي‌گرفتيم. البته تا آنجايي كه لازم بود بنده و يا سردار كميل با ديگر فرماندهان نيز براي شناسايي مي‌رفتيم. به خاطر اهميت موضوع در اين مدت همه رده‌ها را براي شناسايي منطقه مورد نظر فرستادم . شايد كسي باور نكند كه بنده همه فرماندهان گردان‌ها، گروهان‌ها و دسته‌ها را براي شناسايي فرستادم تا جبهه را كه مي‌خواستند در آنجا يقه دشمن را بگيرند و با دشمن بجنگند از نزديك لمس كنند كه اين مورد، در تمام نيروهاي ما انگيزه ايجاد كرده بود و آن ترس از موانع آب اروند و تجهيزات دشمن از آنها دور شد و بر ماموريت مسلط شدند و يك توكل و توسل عجيبي در آنها ايجاد شد.

خاطره‌اي هم در اين زمينه داريد؟

بنده بعد از اينكه براي انجام عمليات فاو توجيه شدم، يعني پنج ماه قبل از عمليات، يك شب آمدم منزل (پايگاه شهيد بهشتي) و چون خيلي خسته بودم به همسرم گفتم: «كوله پشتي مرا آماده كن. شال گردن و لباس و وسايلي كه براي كردستان نياز است را هم برايم آماده كن.» بعد شام خوردم و خوابيدم و صبح براي نماز بلند شدم. آن روز اولين روزي بود كه ما مي‌خواستيم براي شناسايي منطقه فاو برويم، لذا با برادر «عباس محتاج» ( استاندار قم و فرمانده پيشين نيروي دريايي ارتش) قرار داشتم. خلاصه بعد از نماز صبحانه خوردم و به همسرم گفتم: «كوله پشتي ما را آماده كرديد؟» ايشان گفت: «كجا مي‌خواهي بروي؟»

گفتم: «مي‌خواهم بروم مريوان.» البته برنامه‌ام اين بود كه بروم آبادان، ولي چون اطلاعات نظامي‌مان را شرعا به كسي نمي‌توانستيم بگوييم. به همسرمان كه نزديك ترين مان بود نيز منطقه اصلي عمليات را نمي‌گفتيم و فريب را در خانه هم اجرا مي‌كرديم. ايشان به من گفت: «مطمئني كه مي‌خواهي بروي مريوان؟» گفتم: «چطور؟ الان با آقا محسن در كرمانشاه قرار داريم و از آنجا مي‌خواهيم برويم مريوان.» گفت: نه! بنشين با تو كار دارم.» گفتم: «بفرمائيد» گفت: «من ديشب خواب ديدم شما در يك منطقه‌اي مي‌خواستيد عمليات كنيد كه پر از نخلستان بود و از جايي مثل دريا مي‌خواستيد عبور كنيد و در مقابلتان يك قلعه بسيار عظيمي بود كه يك در آهني بزرگ داشت و شما آمديد در صحنه و عمليات را شروع كرديد و با رمز مقدس حضرت زهرا (س) از اين دريايي از آب عبور كرديد و رفتيد اين ديوار و در آهني عظيم را شكستيد و وارد اين شهر شديد و شهر را تصرف كرديد. بعد از مدتي محاصره شديد و ديگر به شما مهمات و آذوقه نرسيد. آب هم نداشتيد كه بخوريد.

يكدفعه حضرت زهرا (س) با روبند و مقنعه و چادر و دستكش در صحنه حاضر شدند و يك تعداد از ما زنان هم پشت سر ايشان آمديم و شروع كرديم به آب دادن رزمندگان و سقايي كردن و همينطور كه شما پيشروي مي‌كرديد، حضرت زهرا (س) و ما پشت اين تانكرهاي آب به شما آب مي‌رسانديم تا اينكه شما به يك موفقيت و پيروزي بزرگ دست يافتيد. حالا كاري ندارم شما در كدام منطقه عمليات داريد، ولي مي‌دانم شما در اين عمليات با رمز حضرت زهرا (س) و حضور ايشان پيروزيد، لذا مواظب رفتار و كردارتان باشيد و رعايت همه اصول و قواعد شرعي و نظامي را بكنيد.

و جواب شما به همسرتان؟

من گفتم: «حاج خانم! شما خواب ديديد. من دارم مي‌روم مريوان كه نخل و نخلستان ندارد. ما مي‌خواهيم برويم با كومله و دمكرات بجنگيم.» خلاصه قضيه را جمع كردم تا همسرم متوجه قضيه نشود. او هم گفت: ما شما را به خدا مي‌سپاريم.» و قرآن گرفتند و از زير قرآن گذشتيم و يك صدقه هم لاي قرآن گذاشتند. آمديم تا سه راه خرمشهر بعد دور زديم و رفتيم به سمت آبادان. يعني به خودمان هم فريب مي‌داديم. انشاالله خدا قبول كند. باور كنيد به واسطه خوابي كه همسرم ديد، آنچنان يقيني در من حاصل شد كه حضرت زهرا (س) در اين عمليات ما را ياري مي‌كند، بنابراين به برادر محسن رضايي و عباس محتاج گفتم: اگر شما مي‌خواهيد من در اين عمليات شركت كنم و «لشكر 25 كربلا» خط شكن شود و موفق شويم، رمز عمليات را بايد يا «زهرا (س)» بگذاريد، لذا توافق كردند كه رمز عمليات يا «زهرا (س)» باشد. خلاصه كليد زديم و شروع كرديم به مقدمات كار و شناسايي.

شما با اينكه در مقابل خود رودخانه‌اي به اين عظمت را مي‌ديديد و از جريان جزر و مد آب و موانع نفوذناپذير دشمن در ساحل اروند با خبر بوديد، چگونه اين ماموريت سخت را پذيرفتيد؟

البته با توكل و توسلي كه بچه‌هاي ما داشتند سختي و موانع معنايي نداشت. در ضمن همانگونه كه عرض كردم ما در زمينه عمليات آبي از عمليات «خيبر» و «بدر» تجربياتي داشتيم. خود به خود خوابي را هم كه همسرم ديد، يك يقيني در ما حاصل شد كه ما پيروز خواهيم شد. از طرفي، نيروهاي مستقر شده در آنجا آنقدر در اوج معنويت بودند كه چيزهايي را پشت پرده مي‌ديدند و بعضي اوقات مي‌آمدند و به ما مي‌گفتند كه بيشتر آن بچه‌ها در همان عمليات به شهادت رسيدند.

ديگر چيزي كه ما را بيشتر براي اين عمليات و روند اين كار مصمم مي كرد، اعتماد و اعتقادي بود كه ما به همديگر داشتيم و بچه‌ها با اطمينان خاطر و با اعتماد به نفس و توكل براي اجراي اين ماموريت، سراپا گوش شده بودند و هرگونه دستور را بدون چون و چرا انجام مي‌دادند. حدود چهار تا پنج ماه بچه‌ها را در قرنطينه نگه داشتيم، باور كنيد در اين مدت يكبار هم نيامدند بگويند خانواده ما تنها هستند يا مشكلي داريم، به ما مرخصي بدهيد كه برويم و مواردي از اين قبيل، با انگيزه روحاني، معنوي و اطاعت از امام راحل و ولي امر مسلمين آمدند و اين كار را دنبال كردند.

مقداري هم در مورد نيروهاي غواص و بچه‌هايي كه از آب اروند عبور كردند صحبت كنيد

عرض كنم كه از نظر تخصصي، عمليات آبي- خاكي يك ماموريت بسيار سنگين است و به همين لحاظ هم مي‌گويند: شهادتي كه در آب باشد، اجر و ثوابش دو برابر است، لذا اين دو برابر بودن متعلق به سختي آن كار است. از طرفي هم بچه‌هاي مازندران بچه‌هايي بودند كه در آب عشق مي‌كردند و از كار كردن در منطقه آبي لذت مي‌بردند.

بنابراين، اين مورد هم در تصميم شما و پيشبرد عمليات موثر بود؟

بله صد در صد اين مسئله موثر بود. يادم مي‌آيد وقتي بچه‌ها را به شناسايي مي‌فرستاديم، زماني كه برمي‌گشتند و در اوقات بيكاريشان در اين نهرها ماهيگيري مي‌كردند. ما در آن چهار پنج ماهي كه در آنجا بوديم ماهي كباب‌هاي دبشي مي‌خورديم. آنقدر در آنجا بركت خدا زياد بود و كمك‌هاي مردم خوب مي‌رسيد كه اصلا مشكل آذوقه نداشتيم، چون مردم از زندگي‌شان كم مي‌كردند و براي ما مي‌فرستادند. از مردم انتظار دارم ما را به خاطر خدا حلال كنند، چون ما در آن مدت از مال دولتي و شخصي اين مردم تدارك مي‌شديم و حلال بودن رزق انسان بسيار مهم است و در زندگي انسان نقش دارد. خلاصه ما هم از آب اروند استفاده مي‌كرديم (چون آبش شيرين بود) و هم از ماهي‌هايش.

اين بچه‌ها از نظر توانايي‌هاي كاري در آب، يك تخصص و تجربه خاصي داشتند و ما نسبت به استانها و لشكرهاي ديگر يك گام جلوتر بوديم و راحت‌تر مي‌توانستيم به هدفمان برسيم و مانورهاي قبل از عمليات را در حد مطلوب و ايده‌آل دنبال كنيم. خود من حدود 20 شب مانورهاي داخل بهمن شير كه شامل عمليات عبور از آب و غيره بود را چك كردم تا مطمئن شوم كه بچه‌ها هيچ مشكلي ندارند و نسبت به استعداد و توان نيروها واقف شوم.

كار آماده‌سازي نيرهاي عمل كننده چگونه انجام مي‌شد؟

در بحث آموزش، سردار شهيد «عبدالله بختياريم كه سمت جانشيني مرا به عهده داشت را در پادگان هفت تپه مستقر كردم و در اين مدت شبها براي شناسايي مي‌رفتيم و روزها مانور انجام مي‌داديم. در مانور و طرح هم واقعا خوب كار كرديم. مثلا سردار شهيد بختياري همه گردانها را مي‌برد داخل رودخانه دز و آنها با لباس غواصي و كليه امكانات خود را به داخل آب مي‌انداختند و تمام كارهايي را كه در زمان عمليات بايد انجام مي‌دادند، عملي اجرا مي‌كردند و ما همه آنها را چك مي‌كرديم.

بد نيست خاطره‌اي از اين زمان بگويم. يك روز يكي از بچه‌ها كه خودش را داخل رودخانه انداخته بود، تقاضاي كمك كرد و گفت: «دارم غرق مي‌شوم، كمك كنيد.» گفتم: «خودت بايد خودت را نجات بدهي، اگرچه مي‌دانم غرق نمي‌شوي، ولي اگر خودت را غرق كني به تو مرخصي مي‌دهم». او هرچه تلاش كرد، زيرآب نمي‌رفت البته چون لباس غريق نجات تنش بود، غرق نمي‌شد و روي آب مي‌ماند. به هر جهت همه اينها به خاطر اين بود كه ترس از آب و شدت جريانهاي آب اروند از روحيه بچه‌ها بريزد و كاملا آماده باشند.

شايد كسي باور نكند كه من حدود 32 گردان را براي اين كار آماده كردم و تك تك نيروها را چك كرده و نسبت به آمادگي آنها يقين پيدا كردم. حتي نقطه‌اي كه آنها بايد وارد مي‌شدند، از خيابان و كوچه و غيره را برايشان تشريح مي‌كردم. البته عكسها و فيلمهايي هست كه اين بحث‌ها و جدل‌ها را نشان مي‌دهد.

در اين مدت، ما در هر 24 ساعت سه ساعت استراحت مي كرديم و بقيه را مشغول كار بوديم و خداوند هم در اين مدت دست ما را گرفت و ما توانستيم موفق شويم و اين جز قدرت الهي چيز ديگري نيست.

و آن پرچم معروف بارگاه امام رضا (ع)؟

ما از نظر معنوي، نظامي و تاكتيك‌هاي مختلف خودمان را براي حمله به شهر فاو آماده كرده بوديم و همه مشكلاتمام را حل كرديم. به عنوان مثال براي اينكه داخل اسلحه‌مان آب نرود و باروت و فشنگ ما آب نخورد و خرج كاغذي آر پي جي ما خيس نخورد و شليك كند، آنقدر كار كرده بوديم كه بتوانيم اسلحه‌مان را زير آب نگه داريم و وقتي از آب درآورديم، بتوانيم شليك كنيم و دشمن را مورد حمله قرار دهيم. يعني اين كارها همه شده بود، آتش ساحل به ساحل، آتش دقيق روي شهر فاو و آتش كمك مستقيم ما آماده شده بود و هيچگونه مشكلي نداشتيم و بايد شب 20/11/64 حمله را آغاز مي‌كرديم؛ انتخاب اين زمان هم يك انتخاب معجزه آسايي بود، چرا كه ما قصد نداشتيم اين زمان را انتخاب كنيم، ولي وضعيت جوي از نظر جزر و مد آب و از نظر مهتاب و روشنايي و تاريكي هوا ما را طوري هدايت كرده بود كه شب 21 بهمن مصادف با پيروزي انقلاب و عزتي كه مردم در سايه رهبري امام (ره) به دست آورده بودند، يك جشن پيروزي ديگر يعني فتح فاو را نيز داشته باشند. يعني خدا اينگونه در سيستم جوي، ما را هدايت كرده بود تا آن شب.

حدود ساعت 6 غروب نمازم را خواندم و همه محورها را كنترل كردم و آمدم داخل سنگرم كه كنار اروند بود يعني نزديك ترين نقطه به دشمن. مقابل شهر فاو كه الان يك يادماني هم در آنجا ساختند، مستقر شدم. حدود ساعت 7:50قيقه زماني كه داخل سنگرم نشسته و مشغول انجام كارهايم بودم، يكي از برادران رزمنده داخل سنگر آمد و گفت: «يكي از قرارگاه آمده با شما كار دارد.» گفتم: «بفرمايند داخل.» آن بسيجي آمد داخل. چون هوا باراني بود، بنده خدا مقداري خيس شده بود. به محض ورودش يك بسته مشمائي را به من داد كه در داخل آن يك بسته سفيد رنگي بود و يك پارچه سبز. مشما را كه باز كردم بوي مشك و عنبر و عطر و گلاب تمام سنگر را فرا گرفت،يعني يك دفعه تحول و تغييري در سنگرمان احساس كرديم و بوي حرم ائمه اطهار (ع) به مشام همه خورد و همه صلوات فرستادند.

بعد بنده، نامه را باز كردم ديدم، دست نوشته‌اي از طرف فرمانده محترم كل سپاه، سردار محسن رضايي است كه در اين نامه مرقوم فرمودند: «اين، پرچم مرقد منور حضرت علي‌بن موسي الرضا (ع) را كه ماه‌ها بر فراز مرقد ايشان از هر نسيمي سراغ پيروزي رزمندگان اسلام را مي‌گرفته است، به شما مي‌سپارم تا انشاالله با الهام از عنايات خاصه چهارده معصوم و با پيروزي بر دشمن كافر بر روي بالاترين مناره مسجد شهر فاو عراق به اهتراز درآوريد.»

وقتي اين نامه را براي بچه‌ها خواندم، اشك و ناله‌هايشان جاري شد. بعد پرچم را باز كرديم و بالاي سر بي‌سيم‌مان نصب كرديم و در آنجا خداوند يك اطمينان قلبي صددرصد به ما كرامت كرد.

منبع: خبرگزاری ایسنا

والفجر ۸ - جزیره ام الرصاص