X
تبلیغات
ازادی و عدالت در اسلام

ازادی و عدالت در اسلام

بصیرت از دیدگاه ولی فقیه

بيانات در یادمان شهدای شرق کارون

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام على‌ سيدنا و نبينا ابى‌القاسم المصطفى‌ محمد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديين المعصومين سيما بقية الله فى الأرضين.
اگر از عوامل معنوى و آنچه خداى متعال وعده‌ى آن را به مؤمنان و مجاهدان راه حق داده است هم صرفِ‌نظر كنيم، بر حسب قوانين عادى زندگى جوامع بشرى، هر جامعه‌اى عزتش، قدرتش، آبرو و حيثيتش، هويتش بستگى دارد به مجاهدت و به تلاش. با تنبلى و تن‌آسايى، هيچ ملتى نميتواند مقام شايسته‌اى را در ميان ملتهاى عالم يا در تاريخ پيدا كند. آنچه كه ملتها را، هم در تاريخ و هم در دوران خودشان، در ميان ملتهاى عالم سربلند ميكند، مجاهدت است، تلاش است. اين تلاش، البته شكلهاى گوناگونى دارد؛ هم تلاش علمى، هم تلاش اقتصادى، هم تلاش به معناى تعاون اجتماعى ميان افراد، همه لازم است؛ اما در رأس همه‌ى اين تلاشها، آمادگى براى جان‌فشانى است كه يك ملت را در ميان ملتها سرافراز ميكند. اگر در ميان هر ملتى كسانى وجود نداشته باشند كه آماده باشند از جان خود، از راحت خود، در راه رسيدن به آرمانها صرفِ‌نظر كنند، آن ملت به جايى نخواهد رسيد. كارى كه انقلاب براى ما مردم ايران انجام داد، اين بود كه اين راه را در مقابل ما روشن كرد؛ آحاد ملت ما فهميدند و احساس كردند كه بايد در راه آرمانهاى بلند، مجاهدت كنند و در مقابل دشمنان اين آرمانها بايستند؛ و ايستادند.
دفاع مقدس ما، دوران جنگ هشت‌ساله‌ى پر ماجراى اين كشور، داستان ايستادگى ملت ايران و ايستادگى جوانان ما در مقابل خباثتها و دشمنى‌هاى كفر و استكبار جهانى است. درست است، در مقابل ما به‌ظاهر يك رژيم بعثى بود - صدام بود - و او هم عنصرى بود به‌قدر كافى خبيث، به‌قدر كافى ضد بشريت و ضد انسانيت، اما فقط او نبود؛ آن چيزى كه موجب شد اين جنگ، هشت سال ادامه پيدا كند، عوامل پشت پرده‌ى استكبار جهانى بودند كه او را تشويق ميكردند، به او وعده ميدادند، امكانات ميدادند. آن‌وقتى كه در اين سرزمين‌هاى خوزستان - كه شما حالا بخشى از آنها را مشاهده كرديد - دشمنان ما مجبور به عقب‌نشينى شدند، يك دولت اروپايى به آنها وسيله‌اى داد كه بتوانند در دريا، خباثت و شيطنت و شرارت خودشان را ادامه بدهند؛ موشكى به آنها دادند. نميگذاشتند عملياتى كه در منطقه انجام ميگيرد، سرنوشت جنگ را به انتها برساند؛ تشويقش ميكردند. يعنى دست استكبار جهانى، دست همين دولتهاى اروپايى و دولت آمريكا، پشت رژيم خبيث معاند بعثى قرار داشت و او را به ادامه‌ى كار تشويق ميكرد. نميخواستند بگذارند جمهورى اسلامى از اين حادثه‌ى بزرگ، پيروز و سربلند بيرون بيايد؛ ميگفتند صريحاً.
بعد از آنكه در همين عملياتى كه در اين منطقه اتفاق افتاد - منطقه‌ى دارخوين؛ اينجا منطقه‌ى درگيرى بسيار تعيين‌كننده‌ى عمليات ثامن‌الائمه بود - كه سپاه پاسداران و ارتش جمهورى اسلامى ايران با همكارى يكديگر، براى دستور امام برنامه‌ريزى كردند، طراحى كردند، در همين منطقه توانستند دشمن را عقب بنشانند و آن روحيه‌اى را كه دشمن به‌خاطر پشتيبانى‌هاى فرنگى‌ها و خارجى‌ها و اروپايى‌ها به‌دست آورد، در هم بكوبند و بشكنند و محاصره‌ى آبادان را از بين ببرند؛ بعد از اين عمليات، عمليات طريق‌القدس؛ بعد از اين عمليات، عمليات فتح‌المبين؛ بعد عمليات الى‌بيت‌المقدس؛ اين عمليات‌هاى پشت سر هم كه رزمندگان عزيز ما، جوانان فداكار ما در قالب ارتش، در قالب سپاه، در قالب بسيج و نيروهاى مردمى، در قالب مجموعه‌هاى عشايرى، حتى در قالب شهربانى و ژاندارمرى و كميته‌هاى آن روز، مى‌آمدند در اين ميدان جنگ و اين فداكارى‌ها را انجام ميدادند؛ اين عمليات ميتوانست جنگ را به خاتمه برساند و پايان بدهد؛ اما جبهه‌ى دشمن نظام اسلامى - يعنى همين اروپايى‌ها و دولتهاى اروپايى و دولت آمريكا - نميگذاشتند؛ طرف مقابل را تشويق ميكردند، امكانات جديدى به او ميدادند، او را به برنده شدن در اين جنگ اميدوار ميكردند؛ لذا جنگ هشت سال طول كشيد. هشت سال جنگ، شوخى نيست؛ جنگهاى بزرگ و معروف دنيا در دورانهاى نزديك به ما، چهار سال و پنج سال و شش سال و اين‌جورها طول كشيده؛ هشت سال جنگ، آن‌هم در اين منطقه‌ى وسيع، از شمال تا جنوب - از منطقه‌ى شمال غربى كشور تا اين انتهاى جنوب - اين درگيرى‌ها وجود داشت. قصدشان اين بود كه كارى كنند كه نظام اسلامى احساس كند كه قادر بر مقابله‌ى با اين دشمنان نيست؛ ميخواستند كارى كنند كه جمهورى اسلامى را به‌عنوان يك مجموعه‌ى ضعيف و ناتوان معرفى كنند. خداى متعال دست قدرت خود را نشان داد و دهان دشمنان جمهورى اسلامى و دشمنان پرچم برافراشته‌ى اسلام را با مشت پولادين سنت الهى خُرد كرد و بينى آنها را به خاك ماليد و نشان داد كه نظام اسلامى، چون متكى به ايمانهاى مردم و به عواطف مردم است، در مقابل همه‌ى قدرتهاى مادى جهان، هم ميتواند از خود دفاع كند، هم ميتواند طرف مقابل را وادار به اعتراف به عجز كند. به عجز خودشان اعتراف كردند؛ قبول كردند كه در مقابل مشت قاطع گروندگان به اسلام و مؤمنان به وعده‌هاى الهى، نميتوانند ايستادگى كنند؛ تبليغاتشان خنثى شد. سعى ميكردند به ما مردم ايران - ما مؤمنين به آيات كريمه‌ى الهى - بباورانند كه شما نميتوانيد در مقابل قدرتهاى مادى دنيا بايستيد؛ ميخواستند اين را به ما بباورانند. و به شما برادران عزيز و به همه‌ى ملت ايران عرض كنم: شكست يك ملت آن‌وقتى اتفاق مى‌افتد كه معتقد بشود كه نميتواند كارى انجام بدهد؛ اين اولِ شكست هر ملتى است. آنها خواستند اين احساس را در دوران جنگ تحميلى در دل ايرانيان به‌وجود بياورند، اما قضيه به‌عكس شد. جنگ تحميلى - يعنى دفاع مقدس ملت ايران - نشان داد كه يك ملت در سايه‌ى اتحاد، در سايه‌ى ايمان به خدا، در سايه‌ى حُسن‌ظن به خداى متعال و اعتقاد به صدق وعده‌ى الهى، ميتواند از همه‌ى گذرگاه‌هاى دشوار عبور كند و ميتواند در مقابل دشمنان بايستد و ميتواند دشمن را وادار به هزيمت و عقب‌نشينى كند؛ جنگ تحميلى اين را به همه‌ى ما نشان داد.
من به شما عرض ميكنم، نگذاريد ياد دوران دفاع مقدس از يادها برود. آمدن به اين مناطق جنگى - چه در تعطيلات نوروزى و چه در دوره‌ى سال؛ كه بحمدالله حالا در دوره‌ى سال هم كسانى از سرتاسر كشور به اين مناطق مسافرت ميكنند و اين سرزمين‌ها را زيارت ميكنند - بسيار كار پسنديده‌اى است، كار درستى است، كار عاقلانه‌اى است كه ملت ايران ميكند؛ خاطره‌ى اين سرزمين‌ها را زنده نگه داريد. اين سرزمين‌ها، اين بيابانها، اين رود كارون، اين جاده‌ى اهواز - آبادان يا اهواز - خرمشهر، اين مناطق گوناگون كه با اسمهاى مختلفى امروز خودشان را به شما معرفى ميكنند، اينها شاهد برترين فداكارى‌ها و مجاهدتها و ازخودگذشتگى‌ها بوده‌اند. بنده فراموش نميكنم در آن ماه‌هاى اول جنگ - در آن ماه‌هاى محنت، نبودن نيرو، نبودن امكانات، نبودن آموزش، نبودن انسجام و سازماندهى، در آن سختى همه‌جانبه‌ى مادى - جوانهاى ما با روحيه‌هاى خوب، از همين اهواز مى‌آمدند به مناطق مختلف؛ از جمله همين‌جا، منطقه‌ى دارخوين. يك مشت از جوانهاى مؤمن و حزب‌اللهى كه من اشخاصشان را هم بعضاً مى‌شناسم، آمدند در همين روستاى محمديه كه نزديك است، سنگرهاى انفرادى ميكندند؛ در تاريكى شب از اين سنگرهاى انفرادى مى‌آمدند بيرون و صد متر دويست متر جلوتر ميرفتند، باز آنجا سنگر ميكندند؛ تمام روز را زير اين آفتاب داغ خوزستان در سنگرها ميماندند، سختى‌ها را تحمل ميكردند، خود را به دشمن نزديك ميكردند؛ تا وقتى كه نوبت عمليات رسيد كه در مهر ماه سال بعد از حمله - در آخر شهريور ۵۹ حمله‌ى دشمن شروع شد، در مهر ۶۰ - در اين منطقه‌ى دارخوين و همه‌ى اين مناطق اطراف، با نيروهاى رزمنده‌ى ارتش و سپاه و بسيج و غيره، توانستند پاداش آن مجاهدتها را بگيرند و به ملت ايران هديه كنند؛ اينها يادهاى ارزشمندى است، نبايد بگذاريد اين يادها فراموش بشود.
در هر كدام از اين مناطق، قضايايى اتفاق افتاده است كه يكى از اين قضايا در ميان هر كشورى و هر ملتى اتفاق بيفتد، كافى است براى اينكه در تاريخ، آن ملت را سر بلند كند. همين مسائلى كه در عمليات بيت‌المقدس اتفاق افتاد، يا آنچه در عمليات فتح‌المبين اتفاق افتاد، يا آنچه بعد از اينها در عمليات خيبر اتفاق افتاد، ذره ذره‌ى اين عمليات و شخصيت‌هايى كه اين فداكارى‌ها از آنها سر زد و حوادث را ساختند، ميتواند مجموعه‌اى از افتخارات بزرگ و ماندگار و فراموش نشدنى را براى ملت ايران رقم بزند. دشمنها ميخواهند ما يادمان برود؛ ميخواهند قضيه‌ى دفاع مقدس از يادمان برود، فداكارى‌ها از يادمان برود، شخصيت‌هايى را كه در اين فداكارى‌ها نقش آفريدند يا نشناسيم يا از ياد ببريم، اين‌جور ميخواهند. بعضى ميخواهند آن دوران را تخطئه كنند، آن آدمها را تخطئه كنند، آن جهت‌گيرى را و آن مسير را كه امام بزرگوار و حكيم و بنده‌ى بصير الهى آن مسير را معين كرده بود تخطئه كنند؛ براى اينكه ميدانند كه هر ذره‌اى و هر نقطه‌اى از اين حوادث، براى ملت ايران فراموش نشدنى است و تأثيرات بزرگِ سازنده‌اى دارد.
بنده باز هم به ملت ايران عرض ميكنم اين حركت راهيان‌نور را مغتنم بشمريد؛ از شما برادران و خواهران عزيزى كه از راه‌هاى دور به اين نقطه آمديد و بخشى از مجموعه‌ى عظيم حركت راهيان‌نور را تشكيل داديد هم تقدير و تشكر ميكنم و اميدوارم ان‌شاءالله همه‌ى شما مأجور باشيد و همه‌ى شما ان‌شاءالله با دست پُر و همراه با تجربه‌آموزى و بصيرت و همراه با انوار معنوى الهى ان‌شاءالله از اين منطقه جدا بشويد. خداوند متعال همه‌ى شما را محفوظ بدارد. پروردگارا! به محمد و آل محمد ارواح طيبه‌ى شهداى عزيز جنگ تحميلى را با اوليائت محشور بفرما. پروردگارا! ياد اين عزيزان و فداكاران را در خاطره‌هاى ما و در متن تاريخ ما ماندگار بدار. پروردگارا! ما را در مقابل دشمنان، در مقابل دشمنى‌ها، در مقابل خباثتها، با همان روحيه‌اى كه مطلوب و مرضى پيغمبر اكرم و ائمه‌ى هدى‌ است تا آخر نگه بدار. پروردگارا! ملت ايران را بر دشمنانش پيروز كن؛ روح مطهر امام بزرگوار را با اوليائش محشور كن.

و السلام عليكم و رحمةالله و بركاته‌

منبع :khamenei.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم فروردین 1393ساعت 0:10  توسط سرباز رهبر  | 

بيانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى

۱۳۹۲/۱۲/۱۵

بيانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى

پس از پایان پانزدهمین اجلاس رسمی دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری

بسماللهالرّحمنالرّحیم
خدا را سپاسگزاریم بر توفیقی که عنایت فرمود که ما زنده بمانیم در یک جلسهی دیگر در این جمع با عظمت حضور پیدا کنیم و مطالبی را بشنویم و مطالبی را عرض کنیم. تشکر میکنم از رئیس محترم مجلس خبرگان(۱) که با وجود اینکه برایشان سخت هم هست در عین حال مقیدند که این مجلس را در سر وقت تشکیل بدهند و وقت بگذارند و نیرو بگذارند، و همچنین از کلیهی آقایان محترم.
در اهمیت این مجلس خیلی صحبت شده، هم ما عرض کردهایم، هم خود شما آقایان مکرر بیان کردهاید؛ در مجموعهی ارکان نظام اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، این مجلس جایگاه ویژهای دارد. لکن گاهی به مناسبتهایی که پیش میآید - چه در اوضاع داخلی، چه در مجموعهی مسائل جهانی - اهمیت این مجلس و اجتماع اینهمه از علما و بزرگان و متنفذینِ روحانی در بلاد و مجتهدین و مانند اینها، اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ بهنظر ما دوران کنونی از جملهی این دورانها است، یعنی مسائل مهمی در جریان است در پیرامون ما؛ چه مسائلی که مستقیماً به ما ارتباط پیدا میکند، و چه مسائلی که ولو بهطور مستقیم با ما مربوط نیست لکن نمیتوانیم از کنار آن آسان بگذریم؛ از اینگونه مسائل امروز در دنیا و در منطقه زیاد است. اوضاع عمومی - چه در آسیا، چه در آفریقا، چه در اروپا - اوضاع پیچیدهای است، اوضاع مهمی است؛ و نظام جمهوری اسلامی طبعاً حرفی خواهد داشت در قبال این نظام، و خودنگری و بازیابیِ وظیفه جزو مسئولیتهای همهی ما در این دوران است. عرض کردیم، هم در دنیا معضلات زیادی وجود دارد، هم اثر گذاری جمهوری اسلامی در معادلات منطقه بلکه گاهی در معادلات جهانی بیش از همیشه است؛ بنابراین همهی ارکان نظام از جمله این مجلس، باید نگاه مبتکرانه و اساسی به مسائل داشته باشند؛ هم به حیث وظیفهی شخصی و ذاتی علما - که علما هادیان امتند و وظایفی دارند و مردم را باید روشن کنند؛ در نظام اسلامی وظیفهی علما فقط گفتنِ مسئلهی نماز و روزه نیست، مردم را بیدار میکنند، هوشیار میکنند، حقایق را به مردم میگویند، بصیرتافزایی میکنند - هم به حیث اعتبار این مجلس که یک نهاد حکومتی است، وظایفی بر عهده است.
 من دو مطلب را عرض میکنم. یک مطلب، نکاتی در حولوحوش مسائل کنونی دنیا است، مسائلی که به ما البته ارتباط پیدا میکند. طبعاً خیلی از مسائل هست که به ما مرتبط نیست؛ چند نکته دربارهی آنچه به ما مربوط میشود در زمینهی مسائل جهانی، عرض میکنم.
 یک نکته این است که امروز جهان درگیر تحولات اساسی است، این را نمیشود منکر شد؛ شما نگاه کنید به منطقهی شمال آفریقا و مناطق دیگری از آفریقا، در منطقهی آسیا و قدرتهایی که در آسیا سر برآوردهاند و در دنیا عرض اندام میکنند در مقابل قدرتهای سنتی عالم، [یا] وضعیتی که در اروپا ملاحظه میکنید وجود دارد؛ دنیا در حال یک تحول است. حالا تحولات جهانی و تاریخی طبعاً در زمان کوتاه تحقق پیدا نمیکند؛ اینجور نیست که حالا ما فرض کنیم اگر تحولی دارد رخ میدهد باید در ظرف ششماه، یک سال، دو سال انجام بگیرد؛ نه، نشانههای تحول را باید دید ولو این تحول بمُرور در ظرف بیست سال انجام خواهد گرفت؛ لکن ما [باید] بفهمیم که در دنیا چه دارد اتفاق میافتد. بنابراین نکتهی اول این است که دنیا درگیر تحولات اساسی است؛ این را بفهمیم.
 نکتهی دوم این است که آرامش ظاهری جبههی مسلط جهانی - یعنی همین قدرتهای سنتیای که در دنیا حاکم بودند، چه قدرت آمریکا، چه قدرتهای اروپایی؛ که یک آرامشی داشتند اینها از لحاظ اقتصادی، از لحاظ رسانهای، از لحاظ استقرار اجتماعی در داخل کشورهایشان و یک آرامشی بظاهر بر زندگی اینها حاکم بود - امروز بههم خورده، نشانههای این بههمخوردگی را انسان میبیند.
 اینها مجهز بودند و هنوز هم هستند، هم به پول، هم به سلاح، هم به ابزارهای تبلیغاتی، و نیز به علم. بنابراین قدرتی که با این چند چیز مجهز است، باید دیگر خیالش راحت باشد و آرامشی بر آنها حاکم باشد و بود؛ این آرامش سالهای متمادی بر اینها حاکم بود؛ امروز این آرامش به هم خورده است.
 در چند عرصه این آرامش به هم خورده؛ اولاً در عرصهی اقتصادی - که مهمترین امتیازشان پیشرفت اقتصادی و رشد اقتصادی بود - میبینید که وضع چهجوری است: هم اروپا دچار بحران اقتصادی است، هم آمریکا دچار بحران اقتصادی است؛ آن اقتصاد مستقر، امروز نشانههای ورشکستگی را دارد در خودش نشان میدهد. خب، فرض بفرمایید دولتِ کشوری بیش از همهی درآمد ناخالص ملیاش مقروض باشد؛ این الان وضعیتی است که در آمریکا وجود دارد؛ دولت مقروضی که راهی هم علیالظاهر برای نجات از این مقروض بودن برایش متصور نیست. لذا برنامههای گوناگون کلان اینها [انجام نمیشود]؛ در خود آمریکا این جور است، در کشورهای بزرگ و قوی اروپایی هم کمتر تبلیغ میشود و گفته میشود اما واقعاً در آنجاها هم همین جور است. در خود آمریکا این رئیس جمهور فعلی - از دورهی اولی که به ریاست جمهوری رسید - وعدهی بیمهی خدمات درمانی همگانی را به مردم داد، [اما] تا امروز که حدود شش سال از آن روز میگذرد، هنوز موفق نشده این کار را انجام بدهد؛ یعنی کشوری با آن همه امکانات مالی و با آن همه منابع، وعدهای را رئیس جمهور به مردمش داده و نتوانسته این وعده را عمل کند؛ اینها است دیگر. بنابراین در عرصهی اقتصادی - که عرصهی مهم کشورهای جبههی استکبار و قدرتهای سنتی دنیا بود - اینها دچار بحرانند، دچار مشکلاتند؛ اروپا هم - در خبرها همه میبینند، همه میشنوند - در کشورهای مختلف، دچار مشکلات عدیدهی اقتصادیند.
 در عرصهی اخلاقی هم اینها شکست خوردهاند؛ خب، تمدن کنونی غرب بر اساس پاسداشت انسان بهوجود آمد؛ بر اساس اومانیسم و اصالةالانسانیه همهی این تمدن بنا شده است؛ معنای آن این است که "انسانیت"، عنصر اصلی و هدف اصلی و قبلهی اساسی برای این تمدن خواهد بود؛ امروز در نظام تمدنی غرب، انسانیت پامالشده است و حقاً و انصافاً دچار شکست شدهاند. خب، تا اندکی قبل از این، در لباس علمی و در ادبیات دانشگاهی این مسائل را جلوه میدادند و ضعفها را میپوشاندند، لکن بتدریج این ضعفها آشکار شده و باطن این تمدن مادی - که ضد انسان است، ضد فطرت الهی است - دارد خودش را نشان میدهد. یک نمونهاش قتل و غارت و خشونت است که خب این خشونتها و قتلوغارتها اینقدر متراکم شده که امروز بر کسی پوشیده نیست. حالا یکوقتی بود که انگلیسها در هند جنایت میکردند، در بِرمه جنایت میکردند، [اما] در یک نقطهی دیگری خودشان را براق و اتوکشیده و مؤدب جلوه میدادند؛ امروز دیگر آن روزگار گذشته است؛ امروز همه در جریان خشونتها قرار میگیرند. کسانی که حرف مردم را بر زبان میآورند، این خشونتها را بهرخ جبههی استکبار دارند میکشند. قتل و غارت و خشونت، و شهوترانیهای مسخکنندهی انسان: ازدواج با همجنس! این غیر از همجنسبازی است، بمراتب بالاتر است؛ یعنی علناً منکرِ ضد فطرت را در زندگی خودشان راه بدهند؛ «وَ تَأتونَ فى ناديكُمُ المُنكَر» (۲) که در قرآن هست. امروز علناً و صریحاً به این اعتراف میکنند، و دو همجنس با یکدیگر ازدواج میکنند، و کلیساها این را ثبت میکنند، و رئیس جمهور آمریکا اظهار نظر میکند و اظهار عقیده میکند و میگوید من موافقم با این کار و مخالف نیستم! یعنی از پرده برون افتاده آن فساد باطنی و درونی در این زمینههای شهوترانی و مانند اینها.
 حمایت صریح از تروریسم. خب ملاحظه میکنید دیگر در همین قضایای منطقه، کسانی هستند که جگر طرف را از سینهاش درمیآورند و جلوی دوربین تلویزیونها گاز میزنند، قدرتهای اروپایی هم مینشینند در اروپا، منتها احتیاط میکنند و نمیگویند ما به او کمک میکنیم، میگویند ما به این جبههی معارض کمک میکنیم؛ این جوری است دیگر؛ یعنی صریح از تروریسم، آن هم تروریسم خشن، وحشی، سبُع، (۳) اینها حمایت میکنند.
 به مقدسات اهانت میکنند و آسان و بهعنوان آزادی، مقدسات را، چهرههای نورانی را ملکوک(۴) میکنند، مورد اهانت قرار میدهند؛ پیامبران را، بزرگان را، نه فقط پیغمبر ما را، همهی پیغمبران را. گفتم به بعضی از مسئولین فرهنگی که متأسفانه خیلی از مسئولین فرهنگی ما، با مسائل فرهنگی، در میدان مرتبط نیستند [که مثلاً] کتاب بخوانند، کتابهای گوناگون را ببینند؛ غالباً برکنارند. گفتم که اینها به حضرت موسی اهانت میکنند، به حضرت عیسی اهانت میکنند، به پیامبران بزرگ اهانت صریح میکنند؛ این امروز وجود دارد. بنابراین در جبههی اخلاقی هم این جبههی مستکبری که اوضاع دنیا را کنترل میکرد، شکست خورده، یعنی در آنجا هم اشکالات فراوانی بر او وارد شده.
 در عرصهی منطِق هویتی هم این تمدن و پاسداران این تمدن شکست خوردهاند، چون پایههای علمی تمدن مادی غربی یکی پس از دیگری دارد فرومیریزد؛ دانشمندانی آمدند، حرفهای آنها را - چه در زمینهی علوم انسانی، چه در زمینهی علوم دیگر - رد کردند؛ پایههای علمی این تمدن یکی پس از دیگری به هم میریزد.
 در عرصهی اعتبار و آبروی جهانی هم که انصافاً امروز برای جبههی استکبار آبرویی باقی نمانده، یعنی سرجمع جنایتهای دولتهای غربی و حکومتهای مستبدی که دستنشاندهی آنها هستند، برای مردم دنیا آشکار شده و امروز منفورند در دنیا؛ حالا بعضی از سران دولتها و دولتهای وابسته و دولتهای ضعیف و ملاحظهکار و ترسو، خب در تعارف یک چیزهایی میگویند اما در بین ملتها انصافاً امروز منفورند. امروز آمریکا از همهی دولتهای دیگر منفورتر است، هم در این منطقه، هم در مناطق دیگر؛ حالا منطقهی اسلامی که خیلی، در مناطق دیگر هم همینجور. بنابراین اینها در عرصهی آبرویی هم شکست خوردهاند. این هم یک مسئلهای است که چیزی باقی نگذاشته است برای آن جبههی گردنکلفتی که حالا یکهبزن اینها هم دولت آمریکا است که از همهی اینها بهاصطلاح قویتر و آمادهبهکارتر است، اما آبرویی اینها در دنیا ندارند. این هم نکتهی دوم از آن نکاتی که میخواستیم عرض بکنیم.
 نکتهی بعدی در مورد واقعیتهای جهانی و اوضاع جهانی، بیداری ملتها است؛ حالا ما گفتیم بیداری اسلامی در منطقهی شمال آفریقا و منطقهی عربی، علیه این تعبیر جبههگیری شد که نه، این بیداری اسلامی نیست، ربطی به اسلام ندارد؛ معلوم شد که چرا، کاملاً ربط به اسلام دارد؛ خب، حالا بهحسب ظاهر [آن را] خاموش کردند اما خاموش شدنی نیست. وقتی احساس وظیفهی اسلامی در یک ملتی بهوجود آمد، احساس هویت اسلامی وقتی در یک ملتی بهوجود آمد، به این آسانیها نمیشود این را از بین برد؛ حالا گیرم یک دولتی سرکوب بشود یا برکنار بشود - یا با کودتا، یا با هر عارضهی دیگری - لکن آن روحی که در مردم بهوجود میآید، آن خودباوری و خودبازیابی هویت اسلامی، این به این آسانیها از بین نخواهد رفت و از بین هم نرفته است. امروز در همان مناطقی و در همان کشورهایی که بیداری اسلامی بهوجود آمده بود، همچنان مثل دیگ جوشانی در حال غَلَیان است؛ اینجور نیست که این بیداری از بین رفته باشد. این هم یکی از واقعیتهای دنیا است؛ استقامت اسلامی اوج گرفته.
 و واقعیت دیگر هم که شاید یکی از مهمترین این واقعیتها باشد، مسئلهی ملت ایران است؛ ملت ایران با گذشت ۳۵ سال از طلوع انقلاب، از انقلاب زده نشده است، دست نکشیده است، انقلاب را کنار نگذاشته است، روحیهی انقلابی را از خود دور نکرده؛ شما ملاحظه کردید این بیستودوم بهمن را. و این یک پدیده است، این را بارها عرض کردهایم، عادت کردیم ما به این حادثهی به این اهمیت. [البته مطلبی هم دربارهی] جوانهای ما، در ذیل واقعیتهایی که باید به آنها توجه داشت، عرض خواهم کرد. بههرحال این هم یک مسئلهی اساسی است. بنابراین در یک چنین دنیایی هستیم: در آنجا - در اطراف ما و در مجموعهی جهان - آن حوادث که نشاندهندهی تحولات اساسی است دارد اتفاق میافتد، در کشور ما هم این رشد تفکر اسلامی و استقامت اسلامی و بالندگی و تناور شدن درخت حکومت اسلامی و نظام اسلامی است که وجود دارد. بنابراین با این توجه، باید عرض کرد که نگاه ما به مسائل خودمان و مسائل جهان، باید نگاه جدیای باشد.
 مطلب دومی که عرض میکنم، این است که حالا ما چه کارهایی برعهده داریم؛ بنده چند مطلب را در اینجا یادداشت کردهام که البته [هم] همهی مطالب نیست، هم این مطالبی که عرض میکنیم حرفهای جدید و تازهای نیست و حرفهایی است که همهی آقایان میدانید، [اما] تکرار اینها و گفتن اینها مفید است؛ کارهایی که ما برعهده داریم، زیاد است؛ از جمله اینهایی است که عرض میکنم:
 یکیاز آنها واقعبینی است؛ ما باید واقعیتهای موجود جامعهی خودمان را ببینیم. معمولاً در نگاه به واقعیتها، طبیعت انسان این است که سراغ نقاط ضعف میرویم. همهی این چیزهایی که ما میبینیم، فرض بفرمایید که گرانی را میبینیم [یا] تحقق نیافتن برخی از اهداف اسلامی را مشاهده میکنیم، اینها خب یک واقعیتهایی است و غالباً اینها را میبینیم - بعضیها هم البته همینها را درشت میکنند - لکن واقعیتهای دیگری هم وجود دارد در این کشور؛ اینها را باید دید. یک واقعیت همین است که عرض کردیم، واقعیت ایستادگیِ نظامِ مبتنی بر اسلام؛ این یک واقعیتی است. توقع دشمنان اسلام و دشمنان ایران این بود که مردم بعد از یک سال دو سال پنج سال، خسته بشوند، یادشان برود، از انقلاب دست بکشند؛ کمااینکه در بسیاری از انقلابهای دنیا همین اتفاق افتاده است؛ اینکه من میگویم "بسیاری"، در واقع باید گفت همه؛ در این انقلابهایی که در دویست، دویستوپنجاه سال اخیر در دنیا اتفاق افتاده است، تا آنجایی که بنده سراغ دارم همهجا همینجور بوده است، بعد از گذشت یک مدتی آبها از آسیاب افتاده است و آن موج انقلاب فروکش کرده و تمام شده، برگشته به حالت سابق.
 بنده به یک کشوری رفتم زمان ریاست جمهوری، یک کشور انقلابی که هفت هشت ده سالی بود انقلاب کرده بودند، رئیس آن کشور هم جزو همان عناصر انقلابکننده بود وقتی ما رفتیم آنجا. وقتی من وارد شدم[به] آنجایی که مارا بردند بهعنوان ضیافت و بهعنوان مهمانی و اینها، دیدم عیناً همان وضعیتی که حاکم استعمارگر قبلی - که پرتغالی بوده است؛ آنجا مستعمرهی پرتغال بود - با آن وضع زندگی میکرده، عیناً همان وضع وجود دارد، هم از لحاظ تشریفات ظاهری، هم از لحاظ احترامات، [هم از لحاظ] آداب! هیچی فرق نکرده است؛ یعنی اولی که اینها سرِکار آمدند اینجور نبوده، بعد بتدریج مغلوب عادات مستکبرین و مستبدینِ قبل از خودشان شدند و همان وضعیت را انجام دادند؛ انقلاب اسلامی مغلوب نشد، جمهوری اسلامی مغلوب نشد؛ آن کسانی که میخواستند عادات قبلی، سنن قبلی، شیوهی قبلی را بر این کشور و بر این انقلاب تحمیل کنند، نتوانستند؛ و انقلاب همچنان حرف اسلام را میزند، حرف انقلاب را میزند، حرف استقلال را میزند، حرف ایستادگی ملی را میزند، حرف توسعهی درونزای کشور را میزند، حرف عدل را میزند و برای این اهداف بزرگ تلاش میکند و کار میکند؛ همهی اینها مسائل انقلاب است؛ اینها چیزهای مهمی است. این یک واقعیتی است.
 واقعیت دیگری که از آن نباید غفلت کرد، انگیزههای دینی در نسل امروز انقلاب است. یکوقت است که ما پیرمردهایی که از دورهی انقلاب باقی ماندهایم، ما انقلابی باقی ماندهایم اما جوانهای ما از دست رفتهاند؛ میبینیم اینجوری نیست. ما امروز، جوان انقلابی بسیار داریم، در سرتاسر کشور داریم، از همهی قشرها داریم، در دانشگاهها بسیار داریم، جوانی که هم متدین است، هم انقلابی است؛ به اعتقاد من این جوان از جوان انقلابی اولِ انقلاب شأنش بالاتر است. چرا؟ چون آنروز اولاً آن انقلابِ با آن عظمت و پرهیجان اتفاق افتاده بود؛ ثانیاً آنروز اینترنت نبود، ماهواره نبود، این همه تبلیغات گوناگون نبود، این جوان در معرض این همه آسیب نبود، جوان امروز در معرض این همه آسیبها است؛ اینترنت جلوی او است، این همه تلاش دارد میشود برای اینکه این جوان را منحرف کنند، [اما] این جوان متدین باقی میمانَد؛ نمازخوان است، به نماز اهمیت میدهد، نمازِ شب میخواند، نافله میخواند، در مراسم مهم دینی شرکت میکند، پای انقلاب میایستد، شعارهای از دل برآمده میدهد؛ اینها چیزهای مهمی است. نسل امروزِ انقلاب، به نظر ما یکی از افتخارات بزرگ است. این یک واقعیتی است، باید این را دید.
 واقعیت دیگری که باید به آن توجه داشت، ظرفیتهای بیشمار ملی است؛ که خوشبختانه مسئولین کشور، مسئولین دولتی - که من امکان این را داشتم که بالخصوص در این ایام با اینها ملاقات کنم - بعد از تشکیل دولت جدید، میبینم همه معترفند، معتقدند، واقفند، به ظرفیتهای بیشمار داخلی کشور؛ که خب همین وجود این ظرفیتها هم بحمدالله رهنمون شد که این حقیر و همفکران و همکاران و کمکها، به این مسئلهی اقتصاد مقاومتی برسیم؛ والا اگر کشوری از ظرفیت داخلی محروم باشد، نمیتواند یک اقتصاد مقاوم بهوجود بیاورد. اقتصاد مقاوم آنوقتی است که ما در داخل، ظرفیت داریم. با هر کدام از این مسئولین اقتصادی و مرتبط با این قضایا انسان مینشیند، میبیند اینها ظرفیتهای داخلی فراوانی را میشمرند؛ این هم یک واقعیتی است که بسیار مهم است.
 یک واقعیت دیگری که نباید غفلت کرد، دشمنی دشمنان ما است. از دشمنی دشمن نباید غفلت کرد. به قول سعدی: «دشمن چون از همه حیلتی فرومانَد، سلسلهی دوستی بجنبانَد»، (۵) آنگاه در دوستی کاری کند که هیچ دشمنی نکرده باشد؛ این را نباید فراموش کنیم؛ این واقعیتی است؛ دشمن ما هستند، دشمن اسلامند، دشمن استقلال ملی ما هستند و دشمن ملت ما هستند بهخاطر این خصوصیات؛ بله، اگر چنانچه این ملت از انقلاب دست برمیداشت، از اسلام دست برمیداشت، خودش را تسلیم متجاوز و متعدی میکرد، از ملت ما خیلی هم راضی بودند، خیلی هم تعریف میکردند، اما با ملت بدند بهخاطر این. قَد بَدَتِ البَغضآءُ مِن اَفواهِهِم؛ (۶) حرفهایی هم که میزنند، نشان میدهد که چقدر این بغض و دشمنی عمیق است. وَ ما تُخفى صُدورُهُم اَكبَر؛ (۷) آن مقداری که میگویند بخشی از آن دشمنیها است که اینها بر زبان میآورند، والا آنچه که در دلهای آنها است بمراتب بیشتر است؛ این هم یک واقعیتی است که نباید از یاد برد و نباید فراموش کرد.
 واقعیت دیگر این است که همین دشمن، از مقابلهی با ملت ایران و مقابلهی با نظام اسلامی عاجز است. دلیل عجز را اگر بخواهید، این است که چون نمیتواند مقابله کند، تحریم را آورده؛ والا اگر میتوانست مقابله کند، تحریم چرا؟ دلیل بر اینکه تحریم هم فایده ندارد و نداشته است و نخواهد داشت، این است که مکرر تهدید نظامی میکند. خب، اگر میتوانستند اینها با شیوههای متعارف و معمول دنیا این انقلاب را از بین ببرند و این ملت را به زانو در بیاورند، دیگر این تهدید و این فشار و اینها لازم نبود. و این تحریم هم جدید نیست و نشان هم دادند. خوشبختانه امروز با اتفاق نظری که مسئولان محترم دولت، هم رئیس جمهور محترم، هم وزرای مربوط، هم رؤسای دو قوهی دیگر، روی مسئلهی اقتصاد مقاومتی کردند - که جای تقدیر و تشکر دارد از اینها؛ یعنی واقعاً استقبال کردند از این فکر؛ که البته خود آنها هم در مجمع تشخیص، در مشورتدهی به این مسئله سهیم بودند، شریک بودند، بحث کردند روی این مسئله - خود این اتفاق نظر، نشاندهندهی این است که این تحریمی که اینها ظالمانه و از روی بغض و عداوت و نفرت بر ملت ایران تحمیل کردند، اثری نخواهد داشت و انشاءالله این اقتصاد مقاومتی فائق خواهد آمد بر ترفندهای آنها. این هم یک واقعیت است.
 و این واقعیت دیگر را هم عرض بکنیم. حالا واقعیتهای خوب خیلی زیاد است، که ما هر جایی که به خدا تکیه کردیم، به نیروی مردم تکیه کردیم و حاضر به حرکت جهادی شدیم، پیروز شدیم؛ نگاه کنید شما از اول انقلاب تا حالا، هر جا ما مردم را آوردیم وسط کار، به نام خدا شروع کردیم و حرکتمان حرکت جهادی بود، ما در آنجا پیروز شدیم. در خود اصل انقلاب این اتفاق افتاد، مردم آمدند، مردم خیابانها را پر کردند، قشرهای مختلف مردم آمدند وسط میدان، و حرکت حرکت جهادی بود. در دفاع هشت ساله - هشت سال جنگ شوخی نیست؛ هشت سال جنگ را بر این مملکت تحمیل کردند - مردم آمدند وسط کار. امام (رضوان الله تعالی علیه) - که روح مطهر این مرد بزرگ شاد باد و با انبیاء و اولیاء محشور باد - راز قضیه را فهمید که باید چهکار بکند؛ خدا به او الهام کرد، او را هدایت کرد، مردم را آورد وسط میدان و نام خدا را سرِدست گرفت و حرکت کرد. درجنگ هشت ساله ما پیروز شدیم؛ در همهی موارد دیگری که مردم آمدند و خدای متعال بر زبان و دل مردم حاکم بود و کار کار جهادی بود، ما پیروز شدیم؛ اینهم یک واقعیتی است.
 آخرین مطلبی که در باب این واقعیتها عرض بکنیم این است که: کجا بودیم ما، به کجا رسیدیم؛ وَاذكُروا اِذ اَنتُم قَليلٌ مُستَضعَفُون؛ (۸) یادمان نرود آنروزی را که ما مستضعف بودیم، کم بودیم، زیردست بودیم، هم ملت ایران اینجور بود، هم جامعهی متدین اینجور بود، هم روحانیون اینجور بودند، هم جوانان علاقهمند اینجور بودند، کم و مستضعف و زیردست بودند؛ امروز بحمدالله خدای متعال دست آنها را قوی کرده است. بهنظر من یکی از وظائف ما این است که ما ببینیم، این واقعیتها را از یاد نبریم، این واقعیتها را به یاد داشته باشیم؛ این یک وظیفه.
 یک وظیفهی دیگری که من اینجا یادداشت کردهام که همیشه باید مورد نظرمان باشد بخصوص امروز، وظیفهی مرزبندی صحیح و صریح با جبههی دشمن است؛ مرزبندی. آیهی شریفه میفرماید: قَد كانَت لَكُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فى اِبراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ اِذ قالوا لِقَومِهِم اِنّا بُرَءآؤُا مِنكُم وَ مِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ الله كَفَرنا بِكُم وَ بَدا بَينَنا وَ بَينَكُمُ العَداوَةُ وَالبَغضآءُ [ابداً] حَتّى تُؤمِنوا بِاللهِ وَحدَه. (۹) قرآن فقط تاریخ نگفته، تصریح میکند که این اسوهی حسنهای است برای شما - قَد کانَت لَکُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فی اِبراهیم - یعنی باید اینجوری باشید، مرزبندی باید بکنید. مرزبندی به معنای این نیست که ما رابطهمان را قطع بکنیم؛ توجه بکنید، مغالطه نکنند که شما میگویید ما با همهی دنیا دشمنیم؛ نه، مرزبندی کنید، مرزها مخلوط [نشود]. مثل مرز جغرافیایی؛ در مرز جغرافیایی شما بین کشور خودتان و کشورهای اطرافتان مرز معین میکنید؛ معنای این مرز این نیست که شما نمیروید آنجا، آنها نمیآیند اینجا؛ معنای این مرز این است که هر رفتوآمدی منضبط خواهد بود. معلوم باشد کِی میرویم، چه کسی میرود، چهجور میرود؛ چه کسی میآید، کِی میآید، چهجور میآید، چرا میآید؛ مرزبندی در مرزهای جغرافیایی اینجور است؛ در مرزهای عقیدتی هم همینجور است. در همین آیهی شریفه، بعد از آنکه خدای متعال این اسوهی حسنه را و عمل ابراهیم را بیان میفرماید، بعد میفرماید: اِلّا قَولَ ابراهيمَ لِاَبيهِ لَاَستَغفِرَنَّ لَك؛ (۱۰) یعنی این مرزبندی، مانع این نیست که ابراهیم به پدرش بگوید که من به تو ترحم میکنم، برای تو استغفار میکنم؛ اینها همه هست. بنابراین معنای مرزبندی این است که مشخص باشد ما چه کسی هستیم، شما چه کسی هستید. من گمان میکنم سورهی مبارکهی "قل يا ايها الكافرون" همین مرزبندی را بیان میکند: لا اَعبُدُ ماتَعبُدون، و لا اَنتُم عابِدُونَ مااَعبُد؛ (۱۱) یعنی مرز مشخص باشد، مرز مخلوط نشود. کسانی که سعی میکنند این مرز را کمرنگ کنند یا محو کنند یا از بین ببرند، اینها خدمت نمیکنند به مردم، اینها خدمت نمیکنند به کشور؛ چه مرزهای دینی و عقیدتی، چه مرزهای سیاسی. استقلال، مرزی است برای کشور؛ این کسانی که سعی میکنند اهمیت استقلال یک ملت را - بهعنوان جهانی شدن و حل شدن و منطبق شدن با جامعهی جهانی - از بین ببرند و کمرنگ کنند، مقاله مینویسند، حرف میزنند، اینها هیچ خدمتی نمیکنند به این کشور. شما میگویید ارتباط داشته باشیم با دنیا، خیلی خب، ارتباط داشته باشید، منتها معلوم باشد با چه کسی ارتباط دارید، چرا ارتباط دارید، چه جور ارتباطی دارید، اینها مشخص باشد؛ مرزبندی یعنی این. در جبههبندیهای داخلی هم همینجور است. این هم به نظر ما یکی از چیزهایی است که بایستی به آن توجه کنیم؛ جزو وظایف ما است که مرزبندیها را [مشخص کنیم].
 بعضیها هم بمجرد اینکه یک مشکلی برای کشور پیش میآید، فوراً شروع میکنند به ملامت کردنِ کسانی که استقامت کردند که: هان، دیدید، آدم وقتی اینجور سر حرفش میایستد، این مشکلات پیش میآید! در صدر اسلام هم بود دیگر: لَو اَطاعونا ماقُتِلوا قُل فَادرَءوا  عَن [اَنفُسِكُمُ] المَوت. (۱۲) خدای متعال اگر چنانچه بنا گذاشته باشد بر طبق سنت الهی حرکت نکنیم، خب، دچار مشکلات میشویم. اینجور نیست که در جنگ بدر بگویند: يَقولونَ لَو كانَ لَنا مِنَ الاَمرِ شَىءٌ ما قُتِلنا هاهُنا؛ (۱۳) اینجوری نیست قضیه که اگر چنانچه ما تسلیم شدیم در مقابل دشمن، آنوقت مشکلات ما برداشته خواهد شد، برطرف خواهد شد؛ نخیر. من واقعاً باید تشکر کنم از مسئولین کشور که در مقابلهی با دشمن حرفِ صریح میزنند؛ عدم انفعال ملت ایران را و عدم انفعال انقلاب را به زبانِ صریح بیان میکنند؛ این خیلی لازم است. این را باید ما به صورت گفتمان - که حالا عرض خواهم کرد آن را - دربیاوریم؛ و این هم یکی از مسائل ما است.
 یک مسئله دیگری که جزو وظائف ما است، این است که باید از دشمنی اشرار بیمناک نشویم. دشمنی بالاخره وجود دارد. هیچ ملتی که صاحب حرفی و ایدهای باشد و حرکتی بکند، از دشمنی دشمنان مصون نیست. امروز به نظر من اقبال ملت ایران این است که دشمن ملت ایران و دشمنان ملت ایران، جزو بدنامترینها در دنیا هستند. شما ملاحظه کنید، امروز دولت آمریکا در سطح بینالمللی یک بازیگر خشن و آلودهی به جنایت معرفی شده که واقعیت قضیه هم همین است. در سطح بینالمللی دولت آمریکا امروز این است: یک بازیگر خشن، آلودهی به جنایت، و بیباک از کارهای زشت، و ارتکاب خلاف حقوق ملتها و حقوق انسانها؛ در داخل کشور خودشان هم بهعنوان یک دولت و یک رژیم دروغگو و مزور معرفی شده [که] وعده میدهد، عمل نمیکند. لذاست که اعتقاد مردم به این دولتها - هم به این رئیسجمهور فعلی آمریکا، هم به رئیسجمهور قبلی آمریکا - [در] نظرسنجیهایی که از مردم کردند، در حد بسیار پایینی بود؛ نشان میدهد که مردم اینها را قبول ندارند. خب، اینها دشمن ما هستند؛ دشمن ما یک دولت آبرومند، یک دولت حرفِحسابدار نیست، اینها هستند. لذا از اینها نبایستی یک بیمی انسان به خودش راه بدهد. و اتکاء به حمایت الهی امر بسیار مهمی است؛ حالا جناب آقای مهدوی(۱۴) آیهی شریفهی مربوط به قوم موسی را خواندند، یک بخش دیگر را هم من بخوانم که وقتیکه بنیاسرائیل حرکت کردند و از مصر بیرون آمدند و جناب موسی اینها را آورد، خب بعد از مدتی لشکر فرعون از پشت رسید؛ فَلَمّا تَرآءَا الجَمعانِ قالَ اصحابُ موسى اِنّا لَمُدرَكون، (۱۵) وقتی که این دو جمعیت به حدی رسیدند که دیگر همدیگر را از دور میدیدند یعنی اینها میدیدند که آنها دارند میآیند، آنها هم اینها را میدیدند؛ قالَ اصحبُ موسی اِنا لَمُدرَکون، پدرمان در آمد، از دست رفتیم؛ قالَ كَلّا اِنَّ مَعِىَ رَبّى سَيَهدين؛ (۱۶) ببینید این درس است: با خدا باشید، خدای متعال مگر وامیگذارد بندهای را که با او باشد؟ لاَتخافا اِنَّنی مَعَکُما اَسمَعُ و اَری؛ (۱۷) در بخش دیگری از قضیهی حضرت موسی. با خدا که باشیم، برای خدا که باشیم، خدای متعال کمک میکند. این هم این وظیفهی دیگر، بیمناک نشدن.
 و مسئلهی وحدت، وحدت ملی، حفظ اتحاد؛ این جزو وظائف ما است. حضور نیروهای تکفیری که امروز متأسفانه در برخی از نقاط منطقه فعالند، خطر بزرگشان این نیست که بیگناههان را میکشند، آن هم جنایت است، بزرگ است؛ اما خطر بزرگ این است که دو گروه شیعه و سنی را نسبت به هم بدبین میکنند؛ این خیلی خطر بزرگی است؛ جلوی این بدبینی را باید بگیریم. نه از آن طرف شیعیان خیال کنند که یک گروه آنچنانی که با شیعه اینجور رفتار میکند این جبههی اهل تسنن است که با اینها مقابله میکند، نه جبههی اهل سنت تحت تأثیر حرفهای آنها - آنچه آنها راجع به شیعه میگویند و تهمتهایی که میزنند و آتشافروزیهایی که میکنند - قرار بگیرند. باید مراقب باشند؛ هم شیعه مراقب باشد، هم سنی مراقب باشد. این را بایستی در همهی مناطق کشور همه بدانند؛ هم سنیها بدانند، هم شیعهها بدانند؛ نگذارند که این وحدتی امروز در بین کشور هست [از بین برود]؛ که یکی از بخشها وحدت مذاهب شیعه و سنی و وحدت اقوام است. برجسته کردن خصوصیات قومی و دمیدن در آتش قومگرایی، کارهای خطرناکی است، بازی با آتش است؛ به این هم باید توجه بکنند.
 یک مسئله هم مسئلهی فرهنگ است؛ که آقایان هم حالا معلوم شد که نگرانی دارید، بنده هم نگرانم. مسئلهی فرهنگ، مسئلهی مهمی است. اساس این ایستادگی، این حرکت و در نهایت انشاءالله پیروزی، بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی است و تقویت جناح فرهنگی مؤمن، تقویت این نهالهایی که روییده است در عرصهی فرهنگ؛ بحمدالله جوانهای مؤمنِ خوبی داریم در عرصهی فرهنگ و هنر؛ فعالیت کردند، کار کردند؛ حالا بعضی جوانند، بعضی دورهی جوانی را هم گذراندهاند؛ ما عامل فرهنگی کم نداریم. ما حتماً در مسئلهی فرهنگ[باید توجه کنیم]، دولت محترم هم باید توجه کند، دیگران هم توجه کنند. بنده هم در این نگرانی با شما سهیم هستم و امیدوارم که مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند که چه میکنند. با مسائل فرهنگی شوخی نمیشود کرد، بیملاحظگی نمیشود کرد؛ اگر چنانچه یک رخنهی فرهنگی بهوجود آمد، مثل رخنههای اقتصادی نیست که بشود [آن را] جمع کرد، پول جمع کرد یا سبد کالا داد یا یارانهی نقدی داد؛ اینجوری نیست، به این آسانی دیگر قابل ترمیم نخواهد بود، مشکلات زیادی دارد. و واقعاً باید قدر جوانان مؤمن و انقلابی را همه بدانند، همه؛ این جوانان مؤمن و انقلابیاند که روز خطر سینه سپر میکنند، هشت سال جنگ تحمیلی میروند توی میدان؛ اینها هستند. افرادی که نسبت به این جوانها با چشم بدبینی نگاه میکنند یا مردم را بدبین میکنند، خدمت نمیکنند به کشور؛ به استقلال کشور، به پیشرفت کشور، به انقلاب اسلامی خدمت نمیکنند. این جوانها را باید حفظ کرد، باید از اینها قدردانی کرد، امروز هم بحمدالله کم نیستند و زیادند. [نباید] با عناوین گوناگونی بخواهیم این جوانهای مؤمن را طَرد کنیم و منزوی کنیم؛ که البته منزوی هم نمیشوند؛ آن جوانهای مؤمنِ پرانگیزه، با این حرفها منزوی نمیشوند اینها؛ لکن خب، ما باید قدر اینها را بدانیم.
 و آخرین مطلب، مسئلهی گفتمانسازی است. این مطالبی که عرض کردیم، اینها فقط نصیحت و درددلِ بین ما نیست که شما بگویید بنده بشنوم، بنده بگویم شما بشنوید، باید اینها به صورت گفتمان در بیاید. گفتمان یعنی باور عمومی؛ یعنی آنچیزی که به صورت یک سخنِ مورد قبول عموم تلقی بشود، مردم به آن توجه داشته باشند؛ این با گفتن حاصل میشود؛ با تبیینِ لازم - تبیین منطقی، تبیین عالمانه و دور از زیادهرویهای گوناگون - حاصل میشود؛ با زبان صحیح، با زبان علمی و منطقی و با زبان خوش، بایستی این مطالب را منتقل کرد.
 امیدواریم انشاءالله خداوند متعال به همهی آقایان محترم، توفیقات خودش را ارزانی بدارد، به ما هم کمک کند، هدایت کند، دستگیری کند که اولاً وظیفهمان را انشاءالله بشناسیم، و عزم جدی به ما بدهد که این وظیفه را عمل کنیم. «اللهم قو علی خدمتک جوارحی، و اشدد علی العزیمة جوانحی و هب لی الجد فی خشیتک، و الدوام فی الاتصال بخدمتک».
و السلام علیکم و رحمةالله و برکاته
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت 21:59  توسط سرباز رهبر  | 

یاد یاران

شهید حاج علی احمدی

 ۱۳ اسفند سالروز شهادت فرمانده دلیر گردان بهداری لشکر ۲۵ کربلا شهید حاج علی احمدی

در حین عملیات بدر با او آشنا شدم

بسیار با وقار بود . وقتی برای سخنرانی در جمع رزمندگان آمد ناخودآگاه بسویش جذب شدم .

همیشه دلم می خواست به مناجات او گوش کنم به همین خاطر شیفت شب اورژانس را در شط علی انتخاب می کردم. و از دریچه اتاق او صدای ناله های شبانه اش را گوش می دادم که در سجده هایش فرازهایی از دعای کمیل را زمزمه می کرد.

هیچوقت از خودش چیزی نگفت بلکه همیشه میگفت از بسیجی ها خجالت می کشم . کمتر او را در عقبه گردان می دیدیم همیشه در خط بود .

وقتی هواپیماهای عراقی بمب های خوشه ایی خود را رها کردند او در حال بازدید از اطراف اورژانس بود. رضا حدادی فریاد کشید بدو بیا حاج علی ترکش خورده . دویدم وقتی رسیدم پزشکان آخرین تلاش خود را می کردند و دیگر ...

خون های صورتش را پاک کردم و دکمه های لباسش را بستم چشمهایش را هم همینطور بعد لباسش را مرتب کردم زمزمه می کردم که حاجی بلند شو باز هم بچه ها جمع شدند نمی خواهی برایشان حرف بزنی ؟

حاجی همه ی حرفشو زده بود و با خون خودش هم پایش امضاء کرده بود .

 

روح بلندش که در قفس تنگ تن و این دنیای خاکی نمی گنجید در صبح روز ۱۳ اسفند سال ۱۳۶۴ در حین عملیات والفجر ۸ در منطقه ابوفلفل به ملکوت اعلی پیوست .

در آذر ماه سال ۱۳۶۵ دو بزرگوار . دو همرزم . دو شهید بنام های شهید علیرضا کوهستانی جانشین گردان بهداری و شهید عبدالکریم جهاندار پیک گردان بهداری قبل از شهادتشان سنگی را آماده کرده و محل شهادت حاجی را که از قبل مشخص شده بود جاودانه کردند عکس های زیر در سال ۱۳۷۳ از محل شهادت گرفته شده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 23:39  توسط سرباز رهبر  | 

انتقال تجربیات علمی

دیدار نخست وزیر عراق با رهبر انقلاب

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش از ظهر امروز در دیدار آقای نوری مالكی نخست وزیر عراق با اشاره به اهمیت تقویت روابط سیاسی و اقتصادی ایران و عراق، تصریح كردند: میدان همكاریهای روزافزون در بخش‌های مختلف بسیار وسیع است و هیچ مانعی در پیشبرد روابط با عراق و توسعه همكاریهای منطقه‌ای وجود ندارد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأیید اظهارات نخست وزیر عراق مبنی بر مذاكرات صورت گرفته با دولت ایران در خصوص تقویت روابط اقتصادی، سیاسی و علمی دو كشور افزودند: رشد علمی ایران در سالهای اخیر بسیار برجسته بوده و انتقال تجربیات علمی به عراق می‌تواند یكی از زمینه‌های مهم همكاریهای دو كشور باشد.
ایشان با مثبت ارزیابی كردن عملكرد دولت عراق افزودند: حركتی كه شما امروز برای كشورتان انجام می‌دهید، حركت با ارزشی است، البته نیازهای كشور عراق بسیار بیشتر از این است.
رهبر انقلاب همچنین از آقای جلال طالبانی رئیس جمهور عراق بعنوان دوست خوب و صمیمی جمهوری اسلامی یاد و برای ایشان آرزوی سلامتی كردند.
آقای نوری مالكی نخست وزیر عراق نیز ضمن تشكر از دولت جمهوری اسلامی اظهار امیدواری كرد توافقات و مذاكرات وی در سفر به تهران به ارتقای همكاریهای دو كشور در زمینه‌های مختلف منجر شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1392ساعت 19:42  توسط سرباز رهبر  | 

بيانات در ديدار اعضاى همايش ملى «تغييرات جمعيتى و نقش آن در تحولات مختلف جامعه»

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار دست اندركاران برگزاری همایش ملی تغییرات جمعیتی و نقش آن در تحولات مختلف جامعه را منتشر كرد.
این دیدار روز ۶ آبان‌ماه برگزار و متن آن امروز پنج‌شنبه در این همایش در شهر قم قرائت شد.

بسماللهالرّحمنالرّحيم(۱)
مسئلهى جمعيّت كه بجد هم مورد بحث و اختلاف نظر در جامعه است، مسئلهى بسيار مهمّى است. بلاشك از نظر سياست كلّى كشور، كشور بايد برود به سمت افزايش جمعيّت؛ البتّه بهنحو معقول و معتدل. همهى اشكالات و ايرادهايى كه وارد ميشود - كه بعضى از اشكالاتى را هم كه مطرح ميكنند ما ديدهايم - قابل برطرف شدن و قابل پاسخ دادن است.

آنچه مهم است اين است كه كشور ما با ظرفيّت طبيعى و با ويژگى جغرافياى سياسى خود احتياج دارد به يك جمعيّت بيشتر؛ علاوه بر اين -همانطور كه قبلاً هم گفتهايم- مسئلهى نماى جوان براى كشور يك مسئلهى اساسى و مهم و تعيينكننده است. آنطورى كه اهل علم و اهل تحقيق بررسى كردهاند و جوانب قضيّه را ملاحظه كردهاند و آمارها را مورد مداقّه قرار دادهاند، ما اگر چنانچه با اين شيوهاى كه امروز داريم حركت ميكنيم پيش برويم، در آيندهى نهچندان دور، يك كشور پيرى خواهيم بود كه علاج اين بيمارى پيرى هم درحقيقت در دسترس نيست؛ حالا نه [اينكه] در دسترس ما نيست، [بلكه] در دسترس هيچ كس نيست؛ يعنى امروز كشورهايى كه در دنيا دچار پيرى شدهاند و قدرت «زاد و ولد» خودشان را از دست دادهاند، به دشوارى ميشود گفت كه راه علاجى براى حلّ اين مشكل دارند. ما هم طبعاً با همين مشكل مواجه خواهيم شد؛ و نبايد بگذاريم به اينجا برسد. البتّه مبانى اسلامى و تفكّر اسلامى در زمينهى جمعيّت و افزايش جمعيّت و با توجّه به وضع جغرافياى سياسى منطقه و كشور جمهورى اسلامى يك چيزهاى روشن و واضحى است.

 همايشى كه آقايان گذاشتيد، به نظر من جزو كارهاى بسيار خوب است. يعنى ما نميخواهيم اين قضيّه را با شعار و با «صلوات بفرستيد تمام بشود» و مانند اينها پيش ببريم؛ ميخواهيم مسئله به شكل عميق و علمى حل بشود؛ گرههاى ذهنىاى كه وجود دارد باز بشود، حقيقت قضيّه روشن بشود و به اعتقاد من ما ميتوانيم اين كار را بكنيم؛ يعنى متفكّرين ما و صاحبان دانشِ مرتبط با مسئلهى جمعيّت - در هر بخشى از بخشها - ميتوانند در اين زمينه منطق صحيح و قابل قبولى را ارائه كنند. اين همايش البتّه قدم اوّل است، يعنى قدم ابتدايى است، [امّا] از گذاشتن قانون بهنظر من مهمتر است؛(۲) چون فرهنگسازى در اين مسئله مثل خيلى از مسائل ديگر اجتماعى، حرف اوّل را ميزند؛ بايد فرهنگسازى بشود كه متأسّفانه امروز اين فرهنگسازى نيست، تعطيل است؛ با اينكه حالا گفتهشده، ما هم گفتهايم، ديگران هم گفتهاند، در مجلس هم مطرح شده، بعضىها هم كم و بيش اينجا و آنجا بحث ميكنند، لكن كار فرهنگى به معناى صحيح انجام نگرفته. بهنظر من اين كارِ شما كار خوبى است، كار مناسبى است؛ منتها اكتفا نكنيد به اينكه يك ميزگردى تشكيل بشود و سخنرانىاى گذاشته بشود و بعد مثلاً تعدادى مقاله چاپ بشود؛ اينها كارهاى لازمى است، امّا ناكافى است؛ بايستى از امكاناتى كه در كشور وجود دارد استفاده كنيد، فكر را در كشور بگسترانيد؛ آنوقت فكرى هم كه گسترش پيدا ميكند، بايد فكر عميق و اساسى و منطقى و قانعكننده براى هر كسى باشد؛ بنابراين بايد كار بشود روى اين مسئله كه لابد آقايان اين كار را كردهايد. من معمولاً وقتى گروهها و افرادى دنبال اين هستند كه مثلاً يك گردهمايى و همايشى را ترتيب بدهند، هميشه سفارش ميكنم، ميگويم شما اَمَد(۳) را نزديك قرار ندهيد؛ يعنى فرصت قرار بدهيد براى اينكه بتوانيد كار بكنيد، تا آنچه بُروز ميكند در اين همايش، يك چهره و نماى مطلوبى داشته باشد، آبرومند باشد. و لابد آقايان اين كار را كردهايد؛ چون بحمدالله شما اهل فضل و اهل تحقيق هستيد و مؤسّسهى شما، مؤسّسهاى است كه سابقهى خوبى در اين زمينهها دارد؛ لكن كار را به اينجا متوقّف نكنيد.

 جوانب قضيّه را بسنجيد، ببينيد چه چيزهايى است كه موجب ميشود جامعهى ما دچار ميل به كمفرزندى بشود. اين ميل به كم بودن فرزند، يك عارضه است؛ والّا انسان بهطور طبيعى فرزند را دوست ميدارد. چرا ترجيح ميدهند افرادى كه فقط يك فرزند داشته باشند؟ چرا ترجيح ميدهند فقط دو فرزند داشته باشند؟ چرا زن بهشكلى، مرد بهشكلى پرهيز ميكنند از فرزنددارى؟ اينها را بايستى نگاه كرد و ديد عواملش چيست؛ اين عوامل را پيدا كنيد، براى علاج اين عوامل بيمارىزا - كه به اعتقاد بنده اينها عوامل بيمارىزا است - متخصّصين و صاحبان انديشه را بخواهيد فكر كنند. فرض كنيد مثلاً بالا رفتن سنّ ازدواج؛ خب بلاشك يكى از چيزهايى كه بارورى را محدود ميكند، بالا رفتن سنّ ازدواج است؛ خب، اين يكى از كارهايى است كه بايد در كشور فكر بشود. چرا سنّ ازدواج در كشور ما بالا رفته؟ مگر جوان هفده ساله، هجده ساله، نوزده ساله، احتياج ندارد به اطفاء نياز جنسى و غريزهى جنسى؟ ما بايد به اين فكر كنيم. خب، از آنطرف ميگويند كه اينها خانه ندارند، شغل ندارند، درآمد ندارند؛ ببينيم چگونه ميشود كارى كرد كه همهى اينها با هم جمع بشود. ما نبايد تصوّر بكنيم كه حتماً بايستى يك نفرى يك خانهى مِلكى داشته باشد، يك شغل درآمددارى داشته باشد، بعد ازدواج بكند؛ نه، اِنَ يَكونوا فُقَرآءَ يُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه؛(۴) اين قرآن است [كه] با ما دارد اينجور حرف ميزند. يعنى همهى آن گرههاى ذهنىاى را كه وجود دارد در اين زمينه، بايد شما باز كنيد، يعنى شأن شما و همايشى از اين قبيل، اين است كه بايستى اين كار فكرى و علمى را بكند؛ يعنى صرفاً بيان فكر، بيان خواست و حتّى شعارهايى در اين زمينه نباشد. واقعاً كار بشود، كار فكرى بشود؛ عوامل كاهش جمعيّت و موجبات افزايش جمعيّت بهنحو مطلوب و با اعتدال متناسب، درست سنجيده بشود، مطرح بشود [تا] اقناع بشوند افكار نخبگان. در اين زمينه خب الان عامّهى مردم، بعضىها متديّنند، بعضىها متعبّدند، وقتى گفته ميشود، ميروند سراغ بارورى بيشتر؛ لكن نخبگان جامعه بايد قانع بشوند، بايد مسئله را قبول كنند؛ اگر نخبگان قبول كردند، كار سهل ميشود، كار فرهنگسازى آسان ميشود. در اين زمينهها انشاءالله بايستى آقايان تلاش كنيد و اميدواريم انشاءالله موفّق باشيد.

بنده همچنان معتقدم كشور ما كشور هفتاد و پنج ميليونى نيست؛ كشور ما كشور صد و پنجاه ميليونى [است]؛ حالا ما دستِكم را گرفتيم گفتيم صد و پنجاه ميليون؛ بيشتر هم ميشود گفت. قطعاً اين كشور با اين سطح وسيع، با اين تنوّع آبوهوايى، با اين امكانات فراوان زيرزمينى، با اين استعداد بالقوّهى علمى كه در اين كشور وجود دارد، ميتواند يك كشور پرجمعيّتى باشد و انشاءالله خودش هم اين جمعيّت را اداره كند؛ يعنى همچنان كه ما فكر ميكنيم كه اگر چهار پنج بچّه افتاد روى دوش يك خانواده وضع زندگيشان چگونه خواهد شد، فكر اين را هم بكنيد كه اين چهار پنج بچّه وقتى بزرگ شدند و كارى پيدا كردند و شغلى پيدا كردند چه كمكى ميتوانند به پيشرفت كشور بكنند؛ يعنى اين را هم بايد فكر كرد.

 يك نگاه مقلّدانهاى به زندگى غربى يا به زندگى اروپايى وجود داشته كه به اينجاها منتهى شده و ميراث آن به ماها رسيده؛ ما هم در يك برههاى از زمان غفلت كرديم، كارى كه بايد انجام بدهيم انجام نداديم. درحالىكه امروز در [بعضى از] همين كشورهاى غربى از كاهش بارورى دارند زيان مىبينند و پشيمانند، و در بعضى از كشورهاى غربى مطلقاً كاهش بارورى وجود ندارد؛ يعنى خانوادههاى پرجمعيّت، مثلاً خانوادهى آمريكايى با ده دوازده بچّه، چطور خانواده‌ى ايرانى [كه] ميخواهد از او تقليد كند بايد حتماً يك بچّه داشته باشد يا دو بچّه! كه اين الان وجود دارد و گزارشها و خبرها از اين واقعيّت به ما اطّلاع ميدهد. انشاءالله كه موفّق و مؤيّد باشيد.
 
۱) اين همايش به همّت معاونت پژوهش مؤسّسه آموزشى و پژوهشى امامخمينى (ره)، روز ۹ آبان سال جارى برگزار خواهد شد.
۲) در گزارش حجّةالاسلام آقاتهرانى اعلام شد كه پس از تصويب سياستها و راهبردهاى بحث جمعيّت در شوراى عالى انقلاب فرهنگى، كميسيون فرهنگى مجلس در حال كار بر روى طرحى است تا پس از طرح آن در صحن مجلس، به عنوان قانون تصويب شود.
۳) پايان
۴) سورهى نور، بخشى از آيهى ۳۲

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1392ساعت 23:54  توسط سرباز رهبر  | 

امان از محبت مادر...

من همیشه سعی میکنم تا وقتی اسطوره های ایثار را در کشور خودمان داریم  از جای دیگه مطلب نیارم اما در گشت و گذار اینترنتی ام به یه مطلبی برخوردم فکر کردم شاید براتون جالب باشه...

در جریان زلزله سهمگین چین در ماه گذشته  ؛ وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا كرد

او مرده بود اما كمك رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند. زن با حالتی عجیب به زمین

افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار كاملا تغییر یافته بود. ناجیان تلاش می كردند

جنازه را بیرون بیاورند كه گرمای موجودی ظریف را احساس كردند. چند ثانیه بعد، سرپرست

گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یك بچه اینجا است. بچه زنده است. وقتی آوار از

روی جنازه مادر كنار رفت دختر سه - چهار ماهه ای از زیر آن بیرون كشیده شد.نوزاد كاملا

سالم و در خواب عمیق بود. گزارش ایسكانیوز می افزاید ، او در خواب شیرینش نمی دانست

چه فاجعه ای وطنش را ویران كرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده

است. مردم وقتی بچه را بغل كردند، یك تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد كه روی صفحه

شكسته آن این پیام دیده می شد: عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نكن كه مادر با

تمامی وجودش دوستت داشت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1392ساعت 23:35  توسط سرباز رهبر  | 

یا علی ابن ابی طالب ادرکنی

یا امام زمان (عج)

بر فرزندان علی ابیطالب (ع) چه گذشت وقتی پدر را در آن حال دیدند

یا علی جان

بر عمه سادات زینب(س) چه گذشت

عمه ای که باید آن همه داغ را در روز عاشورا تحمل می کرد

دیدار دانشجوبان با رهبر انقلاب

حدود هزار نفر از دانشجویان دانشگاهها و مراكز آموزش عالی، عصر امروز در نشستی صمیمانه و صریح با رهبر معظم انقلاب، به بیان دیدگاههای جامعه دانشجویی و تبادل نظر درباره موضوعات مختلف علمی، دانشگاهی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پرداختند.
در این دیدار كه از ساعت 5 بعداز ظهر آغاز شد و تا نماز مغرب و عشا ادامه یافت، 12 نفر از نمایندگان تشكلها و انجمن‌های دانشجویی، مسائل مورد نظر، خواسته ها و مواضع خود را بیان كردند.
حضرت آیت الله خامنه ای نیز ضمن پاسخگویی و بیان برخی نكات درباره مسائل مطرح شده، به تبیین نسبت آرمانها با واقعیتها، وظایف جامعه دانشجویی و راههای ایجاد و افزایش نشاط و تحرك حقیقی در دانشگاهها پرداختند.
ایشان با شكرگزاری به درگاه پروردگار به خاطر دیدار با جمع با صفا، صمیمی و پرنشاط دانشجویان، مطالب بیان شده در این دیدار را غالباً پخته، سنجیده و بسیار خوب خواندند و دستگاههای مختلف را به بررسی راههای تحقق پیشنهادهای دانشجویان توصیه كردند.
رهبر انقلاب در پاسخ به دانشجویی كه خواستار تبیین معنای «اعتدال» شده بود، خاطرنشان كردند: رئیس جمهور منتخب كه این شعار را مطرح كرده است حتماً معنا و مفهوم مورد نظر خود را درباره مقوله اعتدال بیان خواهد كرد.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با اشاره به سخنان یكی دیگر از دانشجویان درباره برخورد صحیح با دولتِ رئیس جمهور منتخب افزودند: همچنانكه درباره همه دولتها تأكید شده است باید از این دولت نیز حمایت و به آن كمك كرد.
ایشان افزودند: برخی می گویند اگر دولت اینگونه باشد به او كمك و گرنه انتقاد می كنیم. بنده با انتقاد مخالف نیستم اما اولاً انتقاد با عیبجویی فرق دارد، ثانیاً باید ابتدا فرصت كار و تلاش و تحرك داده شود.
حضرت آیت الله خامنه ای كار قوه مجریه را واقعاً سخت و دشوار برشمردند و خاطرنشان كردند: هیچكس نیست كه نقطه ضعف نداشته باشد بنابراین نباید توقعات را به قدری بالا برد كه از توان منطقی اشخاص خارج باشد.
رهبر انقلاب با اشاره به ضرورت در نظر گرفتن مشكلات و واقعیتهای كشور افزودند: مجموعه نیروهای فعال سیاسی، كاری و دانشگاهی دست به دست هم دهند تا كارها به فضل الهی به پیش برود.
یكی دیگر از دانشجویان از بروز كدورت در میان دانشجویان به علت اختلاف در تحلیل های سیاسی اجتماعی سخن گفته بود.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأكید بر پرهیز كامل از تبدیل اختلاف نظرها به كدورت و خصومت گفتند: جداً از دانشجویان عزیز و طرفداران سلایق گوناگون خواهش می كنم كه اجازه ندهند «اختلاف نظر در تحلیل و برداشت و تفسیر»، به كینه و دشمنی بیانجامد.
ایشان در همین زمینه افزودند: به توصیه حضرت امام، مانند طلبه ها باشید كه در هنگام مباحثه بسیار جدی هستند اما در بقیه اوقات رفیق و دوست و همراه یكدیگرند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به مباحثی كه برخی دانشجویان درباره فتنه 88 مطرح كردند، افزودند: در بررسی آن حوادث تلخ، مسئله اصلی و عمده، قانون شكنی و رفتار غیر نجیبانه‌ ی جماعتی است كه در مقابل جریان قانون ایستادند و به ایران عزیز، لطمه و ضربه و خسارت وارد آوردند.
ایشان افزودند: البته در حاشیه و گوشه و كنار یك حادثه ی بزرگ، ممكن است مسائلی روی داده باشد كه گاه یك نفر مظلوم یا ظالم واقع شود اما در هر حال نباید مسئله اصلی بخاطر این مسائل گم شود.
ایشان در همین زمینه این سوال اساسی را مطرح كردند كه چرا و به چه دلیل مدعیان تقلب در انتخابات 88 برای مواجهه با مسئله، به خیابانها اردوكشی كردند!؟
رهبر انقلاب خاطرنشان كردند: بارها و بارها این سوال را نه در مجامع عمومی بلكه به شكلی كه قابل پاسخ دادن باشد مطرح كرده ایم پس چرا جواب نمی دهند، چرا عذرخواهی نمی كنند؟
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در جلسات خصوصی می گویند تقلبی رخ نداده بود، پس به چه علت كشور را دچار آن ضایعات كردید و به لبه پرتگاه بردید؟
ایشان با اشاره به اوضاع پرآشوب و خونین برخی كشورهای منطقه خاطرنشان كردند: می دانید اگر در فتنه 88 خدا كمك نمی كرد و گروههای مردمی به جان هم می افتادند كشور به چه روز و روزگاری می افتاد؟ كه البته خداوند نگذاشت و ملت هم بصیرت به خرج دادند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پاسخ به دانشجویی دیگر «شدت به خرج دادن» را به معنای جدیت و ایستادگی منطقی در بحث، قابل قبول دانستند اما تأكید كردند: اگر منظور از شدت بخرج دادن مخالفتِ همراه با عنف و زور باشد، كاملاً مخالفم.
رهبر انقلاب، نظر یكی دیگر از دانشجویان درباره ضرورت نظارت بر همه قوا و دستگاهها از جمله مجلس، قوه قضاییه و صدا و سیما را تأیید اما خاطرنشان كردند: چگونگی نظارت بر مجلس و دستگاه قضا، مطلب مهمی است كه فعالان دانشجویی می توانند روی آن كار پخته كنند و پیشنهاد دهند.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنان خود با بیان چند سوال و پاسخ های آنها، خواستار بحث های دقیق درخصوص این موضوعات، در دانشگاهها شدند.
اولین سؤال: نسبت دانشجو و عنصر انقلابی با آرمانهای انقلاب چیست؟ رهبر انقلاب در پاسخ به این سؤال ابتدا به تبیین آرمانهای انقلاب و رابطه آنها با واقعیات جامعه پرداختند.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین این نكته را متذكر شدند كه دسترسی به آرمانهای انقلاب بدون نیرو و نشاط و جسارت و خط شكنی جوان ها امكان پذیر نیست.
ایشان افزودند: بر همین اساس باید نقش جوانان در تحقق آرمانهای انقلاب، جدی گرفته شود زیرا معتقدم جوانها توانایی گره گشایی دارند.
حضرت آیت الله خامنه ای بعد از این مقدمه، به تبیین آرمانهای انقلاب اسلامی پرداختند و گفتند: نظام اسلامی دارای منظومه ای از آرمانها است كه باید برای رسیدن به همه آنها تلاش شود اما این آرمانها دارای رتبه بندی و درجات مختلف هستند.
ایشان رسیدن به جامعه ای «عادلانه، پیشرفته و معنوی» را از آرمانهای اصلی و درجه یك نظام اسلامی دانستند و در تشریح آن، خاطرنشان كردند: جامعه عادلانه، جامعه ای است كه هم مسئولان عادلانه رفتار كنند و هم مردم نسبت به یكدیگر عدالت داشته باشند، ضمن آنكه این جامعه در عرصه های علمی، سیاسی و تمدنی، پیشرفته و از نظر معنویت نیز سیراب باشد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر اینكه دستیابی به چنین آرمانی قطعاً قابل تحقق است و تاكنون نیز در این مسیر پیشرفتهای خوبی انجام شده، افزودند: چنین جامعه ای برای كشورهای اسلامی و غیراسلامی الگو خواهد بود.
حضرت آیت الله خامنه ای به برخی آرمانهای دیگر نظام اسلامی كه در مراتب بعد از این آرمان اصلی قرار دارد اشاره كردند و گفتند: اقتصاد مقاومتی، سلامت در جامعه، صنعت برتر، كشاورزی برتر، تجارت همراه با رونق، علم پیشرو، نفوذ فرهنگی و سیاسی در جهان، همه در منظومه آرمانهای نظام اسلامی قرار دارند و قابل تحقق نیز هستند.
سؤال دومی كه رهبر انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان مطرح كردند عبارت بود از «نسبت آرمانها با واقعیات؟»
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: به عنوان مثال تحریم ها یك واقعیت است و از طرف دیگر پیشرفت اقتصادی یكی از آرمانهای انقلاب است اكنون سؤال این است كه پیشرفت اقتصادی با واقعیتی همچون تحریم چگونه امكان پذیر است.
ایشان تأكید كردند: در موضوع نسبت آرمانگرایی با واقعیات، ما هم آرمانگرایی را كاملاً تأیید می كنیم و هم دیدن واقعیات را.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: آرمانگرایی بدون دیدن واقعیات، به خیالپردازی و توهم منجر خواهد شد البته باید میان واقعیات و آنچه كه تلاش می شود بعنوان واقعیات القاء شود، تفاوت قائل شد.
ایشان یكی از روشهای معمول در جنگ روانی را القاء واقعیت های غیرواقعی خواندند و تأكید كردند: یكی از كاركردهای بصیرت این است كه انسان واقعیات را آنطور كه هست، ببیند و دچار اشتباه نشود.
رهبر انقلاب اسلامی یكی دیگر از شگردهای جنگ روانی را بزرگنمایی بیش از حد برخی واقعیات و نادیده گرفتن واقعیات دیگر دانستند و گفتند: بعنوان نمونه، یكی از واقعیات این است كه بخشی از نخبگان از كشور خارج می شوند اما در كنار آن، واقعیت دیگری وجود دارد كه «افزایش چشمگیر دانشجویان نخبه» است، اما در تبلیغات، واقعیت اول بزرگنمایی می شود و واقعیت دوم به هیچ وجه گفته نمی شود.
حضرت آیت الله خامنه ای در نتیجه گیری این بحث تأكید كردند: فعال دانشجویی آرمانخواه كه واقعیات را هم می بیند، در هیچ شرایطی، چه هنگام پیروزیهای شیرین و چه هنگام هزیمت های تلخ، دچار احساس انفعال و یأس و بن بست نمی شود زیرا در آرمانخواهی صحیح و واقع بینانه، بن بست وجود ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: توقع من از دانشجویان عزیز این است كه همواره و در هر شرایطی، با نگاه واقع بینانه به دنبال آرمانها باشند.
حضرت آیت الله خامنه ای سؤال سوم خود را اینگونه مطرح كردند: «رابطه تكلیف مداری با دنبال نتیجه بودن چیست؟» ایشان در پاسخ به این سؤال به جمله معروف امام خمینی (ره) كه می فرمودند: «ما به دنبال تكلیف هستیم»، اشاره كردند و افزودند: آیا این جمله بدین معنا است كه امام با وجود آن سختی ها و زحماتی كه سالها متحمل شده بودند، دنبال نتیجه نبودند؟ قطعاً چنین چیزی صحیح نیست.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: تكلیف گرایی صحیح آن است كه انسان در راه رسیدن به نتیجه مطلوب براساس تكلیف عمل و از كارهای ضدتكلیف و نامشروع پرهیز كند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأكید كردند: انسانی كه برای رسیدن به نتیجه براساس تكلیف عمل می كند، اگر به نتیجه مطلوب هم نرسد، احساس پشیمانی و خسارت نمی كند.
ایشان در جمع بندی این موضوع گفتند: تكلیف گرایی هیچ منافاتی با دنبال نتیجه بودن، ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی سپس به موضوع «ضرورت وجود شور و نشاط در دانشگاهها» پرداختند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان كردند: این شور و نشاط باید در محیط دانشگاه و در بخش های مختلف علمی، اجتماعی و سیاسی نمود پیدا كند.
ایشان، دانشگاه را محیط جستجوگر در زمینه مسائل كلان كشور و مسائل مختلف سیاسی دانستند و افزودند: بحث و تحلیل و فهم درست مسائل مختلف داخلی و بین المللی یكی از راههای ایجاد شور و نشاط در دانشگاهها است.
رهبر انقلاب اسلامی، شناخت مسائل اصلی و تفكیك آنها از مسائل فرعی و سرگرم نشدن به مسائل غیراولویت دار را یكی دیگر از زمینه های شور و نشاط در دانشگاهها، بیان كردند.
ایشان خاطرنشان كردند: محیطهای دانشجویی می توانند با بحثهای پرنشاط و تحرك آفرین، مسئولان كشور را در اولویت بندی صحیح مسائل كمك كنند.
رهبر انقلاب در تبیین مصادیقی كه می تواند در دانشگاهها دستمایه بحثهای حقیقی نشاط آفرین قرار گیرد به موضوع حماسه اقتصادی اشاره كردند.
ایشان افزودند: حماسه اقتصادی از جمله مسائل سرنوشت سازی است كه دانشجویان می توانند با بررسی عمیق حدود و راهكارهای آن به پیشرفت كشور، كمك بزرگی كنند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان كردند: البته حماسه اقتصادی، مسئله ای نیست كه ظرف چند ماه نتیجه دهد بلكه یك حركت بلندمدت است كه باید در سال جاری شروع شود.
ایشان اقتصاد مقاومتی و سبك زندگی را از دیگر موضوعات واقعی برشمردند كه بررسی ابعاد و زوایای آنها می تواند خون تازه ای در پیكره محیطهای دانشجویی و دانشگاهی جاری سازد.
رهبر انقلاب اسلامی، با دعوت از محیطهای دانشجویی برای بررسی عمیق «بیداری اسلامی» و فراز و نشیبهای آن در كشورهای منطقه تأكید كردند: بیداری اسلامی پدیده بسیار مهمی است كه با آنتی تزهای استكباری از بین نمی رود.
ایشان با اشاره به حوادث جاری در برخی كشورهای منطقه افزودند: این حوادث نشان می دهد كه عمق بیداری اسلامی در این كشورها وجود دارد اما به علت اینكه مسائل خوب مدیریت نشد و ناشیگری كردند امروز اوضاع كشور بزرگ مصر، بسیار دردناك شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: تشكلها و محیطهای دانشجویی با بحثهای عمیق درباره «روند بیداری اسلامی، خاكریز طولانی استكبار در مقابل این پدیده، اشتباهات صورت گرفته در كشورهای منطقه و مقایسه حوادث آنها با روند استقرار و استمرار جمهوری اسلامی در ایران»، به كشور و ملت خدمت خواهند كرد.
رهبر انقلاب بررسی و تبیین عمق راهبردی نظام اسلامی را از دیگر موضوعاتی دانستند كه می تواند به تحرك و نشاط فكری دانشگاهها كمك كنند.
ایشان خاطرنشان كردند: نگاه واقع بینانه به اوضاع منطقه نشان می دهد برخی موضوعات مایه استحكام نظام اسلامی و نشان دهنده عمق راهبردی و استراتژیك جمهوری اسلامی هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: هدف از سخنان صریح امام خمینی درباره هسته های انقلابی خارج از كشور، تشكیل این عمق استراتژیك بود كه امروز استكبار با دستپاچگی سعی در مبارزه با آن را دارد اما بجایی نخواهد رسید.
رهبر انقلاب تلاش دشمنان اسلام برای ایجاد اختلاف و دشمنی میان شیعه و سنی را خاطرنشان كردند و افزودند: شیعه را در نقاط مختلف می كوبند چرا كه تصور می كنند شیعیان پایگاه طبیعی جمهوری اسلامی اند اما دشمنان نمی دانند كه در بسیاری از كشورها، برادران اهل سنت با شدت بیشتری از نظام اسلامی دفاع می كنند.
رهبر انقلاب در جمع بندی این بخش از سخنانشان خطاب به جامعه دانشجویی تأكید كردند: «مسائل سیاسی – اجتماعیِ ناظر به واقعیات زندگی» می تواند نشاط و تحرك دانشگاهها را موجب شود و نتیجه مباحث را به عنوان فرآورده های علمی در اختیار مسئولان قرار دهد.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنانشان، تلاش علمی را صحنه دیگری برای افزایش نشاط حقیقی در دانشگاهها دانستند.
ایشان افزودند: نیاز علمی از نیازهای اساسی و درجه یك كشور است و باید تلاش كنیم روند پیشرفتهای ده سال اخیر، بطور مضاعف ادامه یابد.
رهبر انقلاب، پیشرفت های علمی را گره گشای مشكلات اقتصادی – سیاسی و اجتماعی برشمردند و تأكید كردند: كار و پیشرفت علمی در دانشگاهها و در كشور باید بصورت جهادی انجام شود.
ایشان دانشجویان را به افزایش ارتباط با اساتید ارزشی و مكتبی، گسترش روابط با «مراجع فكریِ مورد اعتماد و سالم» و تقویت مطالعات فكری فراخواندند.
در این دیدار قبل از سخنان رهبر معظم انقلاب 12 نفر از دانشجویان به نمایندگی از تشكلها و انجمن های علمی – فرهنگی –قرآنی و سیاسی دانشگاهها، دیدگاههای خود را درباره مسائل مختلف بیان كردند  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1392ساعت 12:23  توسط سرباز رهبر  | 

مردمی همیشه در صحنه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت 13:17  توسط سرباز رهبر  | 

انتخابات 92 حماسه ای ماندگار

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت 12:56  توسط سرباز رهبر  | 

برنامه های عملیاتی دشمن برای انتخابات 1392

بسم الله الرحمن الرحیم

انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نسبت به انتخابات گذشته دارای اهميتی مضاعف شده است. این نكته‌ای است كه رهبر انقلاب اسلامی، روز چهارشنبه (۱۳۹۲/۲/۲۵) به آن اشاره كردند: «امروز انتخابات شما به يك موضوع مهم بين‌المللى تبديل شده است. دستگاههاى فكرى دشمنان نشسته‌اند رصد ميكنند مقدمات اين انتخابات را، اين حادثه‌ى بزرگ را؛ دارند نگاه ميكنند؛ نقشه هم دارند، هدف هم دارند.»
در میان سخنرانی‌های اخیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌طور اجمالی می‌توان ۸ برنامه عملیاتی دشمنان را برای انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ شناسایی كرد:
۱- برنامهريزى و برنامهسازى رسانه‌های دشمن برای انتخابات ۱۳۹۲/۰۲/۱۶
۲- ناامیدكردن مردم از طریق مانع‌تراشی و كتمان پیشرفتها ۱۳۹۲/۰۱/۰۱
۳- ايجاد ترديد و دودلی در دل مردم تا همت آنها را كوتاه و ضعیف كنند ۱۳۹۱/۱۲/۳۰
۴- ایجاد اختلاف بین مسئولین ۱۳۹۱/۰۸/۱۰
۵- برهم زدن ثبات و آرامش كشور ۱۳۹۱/۰۷/۲۴
۶- پرت كردن حواس مردم از انتخابات با یك ماجرای سیاسی، اقتصادی یا امنیتی ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
۷- سعی در اخلال در برگزاری انتخابات ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
۸- تشكيك در سلامت انتخابات ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
 
پیش از این نیز ایشان درباره اهمیت شناخت نقشه دشمن، هشدار داده بودند كه «ترفندهاى دشمن را بايد شناخت، فهميد. او البته دشمنى‌‌اش را ميكند؛ امر طبيعى است، اما اينكه ما نفهميم دشمنى او را و از اين معنا غفلت كنيم، اين قابل قبول نيست.» ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب درباره نقشه دشمن در انتخابات آتی .
منبع: khamenei.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 0:56  توسط سرباز رهبر  | 

مطالب قدیمی‌تر